نی نی کوچولو

دوست عزیزمان عادل و علی طوافی آزاد

شنیدیم که  دایی   شده اید. خیلی خوشحال و مسرور شدیم و امید این داریم که نی نی کوچولو در زیر سایه پدر و مادر و ایزد منان زندگی خوب و خوش داشته باشند. و شما نیز دایی های خوبی برای نی نی باشید.

ا                      این عکس هم تقدیم به شما از طرف دوستان

  
نویسنده : مبصر ; ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸٧
تگ ها :


جلسه شورای پایگاه

اولین جلسه شورای پایگاه با فرمانده جدید برگزار شد. جلسه روز چهارشنبه ۲۸/۲/۸۷ در محل پایگاه برگزار گردید. در ابتدا اعضاء شورا به معرفی خود پرداختند و عمده فعالیتهای خود را شرح دادند. سپس فرمانده محترم پایگاه ِ با گفتن خیرمقدم به حضار ِ پیشنهادها و طرح های خود را ارائه نمودند. در پایان نیز با پذیرایی جلسه خاتمه یافت.

حاشیه جلسه:
شروع جلسه راس ساعت ۲۱۳۰ بود که آقایانی که دور حاضر شدند ِ مدت تاخیر  آنها منظور می شد.
برای پذیرایی یکهو ۶ نفر از جا بلند شدند جهت خدمتِ که با تذکر فرمانده پایگاه ِ ۳ نفر آنان به جای خود بازگشتند!!!
خواب آلودگی ۳ نفر از دوستانمان خیلی دیدنی بود.

  
نویسنده : مبصر ; ساعت ۸:۱٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸٧
تگ ها :


جلسه ای بی نظیر و پربار

دیشب ۲۷/۱/۸۷ جلسه ای در مسجد برگزار شد. در این جلسه که از ساعت ۲۱ تا ۱ بامداد ادامه داشت؛ اکثر دست اندرکاران در امر مسجد حضور داشتند. موضوع بحث جلسه ؛ در باب نقاط قوت و ضعف عزیزان در برنامه های مسجد بود. از کانون قرآن تا کانون فرهنگی و ورزش که خود جلسه ای دیگر راطلبید. ایرادات گفته شد؛ پیشنهادات ارائه شد ؛ و به نحو بسیار شایسته ای دوستان به نقد یکدیگر پرداختند.
در بین جلسه نیز به مدت ۵ دقیقه تنفس داده شد که خیلی بجا بود. در پایان جلسه نیز همگی از بابت صحبتها از هم عذرخواهی و به روبوسی یکدیگر پرداختند.
خوشحالم از این که در جلسه ای که به مدت ۴ ساعت بطول انجامید و خستگی در چهره ها نیز نمایان بود ؛ بچه ها با حوصله و سعه صدر تحمل نمودند و با خیر و خوشی به پایان رسید.


موضوعات مورد بحث جلسه:
رعایت احترام به یکدیگر و مشورت در کارها - تیم فوتبال مسجد- کانون قرآن- کانون فرهنگی - مسئولین ورزش -  نماز جماعت - و برنامه های اجرایی دیگر.


عکسهای جلسه نیز در فرصتی دیگر قرار خواهیم داد.

  
نویسنده : مبصر ; ساعت ۸:٢٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۸ فروردین ۱۳۸٧
تگ ها :


دوازده نکته در ارتباط موفق در محیط کار

۱)  خوشرو و بشاش باشید، نگرانی‌ها و نومیدی‌های خود را زیر یک لبخند مسرت آمیز پنهان سازید.
۲)  مراقب باشید احساسات دیگران را جریحه‌دار نکنید. افراد را نباید موضوع شوخی و مزاح قرار داد.
۳)  اختیار زبان خود را داشته باشید. همیشه کمتر از آنچه فکر کرده‌اید بگویید. صدای خود را ملایم ولی مؤثر کنید. غالباً طرز بیان مطلب مهمتر از خود مطلب است.
۴)  به شخص تازه وارد اعم از اینکه آشنا باشد یا غریبه ادای احترام کنید. اگر او را می‌شناسد با اسم صدایش کنید.
۵)  در برخورد اولیه مستقیماً به صورت مراجعه کنندگان نگاه کنید. به آنچه که که طرف مقابل راجع به نیازهایش اظهار می‌دارد کاملاً گوش کنید. زیرا دقت در موضوع باعث می‌شود که بسیاری از حقایق را تشخیص دهد و افراد را درست راهنمایی کنید.
۶)  مراجعه کنندگان برای کار خود اهمیت بسیار قائلند هر چند مسایل آنان از نظر شما پیش پا افتاده به نظر بیاید باز آن را از دیدگاه آن‌ها ببینید.
۷)  در صورتی که مشغول انجام کار مهمی هستید از آن‌ها بخواهید که بنشینند تا زمانیکه کارتان تمام شد به کار آن‌ها رسیدگی کنید.
۸)  نسبت به افراد علاقه نشان دهید و طوری رفتار کنید تا هر کس که به نحوی با شما تماس دارد حس کند که شما برای او اهمیت قائلید.
۹) از محاسن و فضایلی که دارید صحبت نکنید و از صحبت کردن در باره‌ی نقاط ضعف دیگران خودداری کنید.
۱۰)  در موضوعات و مسایل قابل بحث، وسعت نظر داشته باشید. بحث کنید و لی مجادله نکنید.
۱۱)  در زمان مراجعه‌ی افراد، در صورت عصبانی بودن و با داشتن هیجان و اضطراب با آن‌ها همدردی کنید و شکایاتشان به دقت گوش کنید و به آن‌ها به فهمانید که حاضرید صمیمانه به آن‌ها کمک کنید.
۱۲) هر چقدر طرف در موقع صحبت صدایش را بلندتر کند شما برعکس ملایم‌تر و مهربان‌تر باشید و اگر اثر نکرد وسایل نوشتن را در اختیارش بگذارید تا شکایتش را بنویسد.
یکی از علایم برتری فکری این است که شخص با آنکه ممکن است نسبت به موضوعی عقیده‌ی مخالف داشته باشد ولی رویه‌ی رفتارش دوستانه باشد.

 برگرفته از:

 http://shamsnia.persianblog.ir/


  
نویسنده : مبصر ; ساعت ۸:٠٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۸ فروردین ۱۳۸٧
تگ ها :


سوره فاتحه

  • بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ   ﴿ 1 ﴾     جزء 1  

    به نام خداوند رحمتگر مهربان

    In the name of Allah, the Beneficent, the Merciful


  • فاتحه : اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ   ﴿ 2 ﴾     جزء 1  

    ستایش خدایى را که پروردگار جهانیان ،

    Praise be to Allah, Lord of the Worlds,


  • فاتحه : الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ   ﴿ 3 ﴾     جزء 1  

    رحمتگر مهربان ،

    The Beneficent, the Merciful.


  • فاتحه : مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ   ﴿ 4 ﴾     جزء 1  

    [و ]خداوند روز جزاست.

    Owner of the Day of Judgment,


  • فاتحه : إِیِّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ   ﴿ 5 ﴾     جزء 1  

    [بار الها ]تنها تو را مى پرستیم ، و تنها از تو یارى مى جوییم.

    Thee (alone) we worship; Thee alone we ask for help.


  • فاتحه : اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ   ﴿ 6 ﴾     جزء 1  

    ما را به راه راست هدایت فرما،

    Show us the straight path,


  • فاتحه : صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلاَ الضَّآلِّینَ   ﴿ 7 ﴾     جزء 1  

    راه آنان که گرامى شان داشته اى ، نه[ راه ]مغضوبان ، و نه[ راه ]گمراهان.

    The path of those whom Thou hast favored; Not (the path) of those who earn Thine anger nor of those who astray.

  •   
    نویسنده : مبصر ; ساعت ٩:٥٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ فروردین ۱۳۸٧
    تگ ها :


    تبریک

    برادر بزرگوار جناب آقای سلیمانی

    انتخاب بجا و شایسته شما را بعنوان فرمانده پایگاه مقاومت کوی شهید مدرس، صمیمانه تبریک عرض نموده و سعادت و بهروزی شما را از خداوند متعال خواستاریم.

    کانون قرآن و صندوق قرض الحسنه حضرت ابوالفضل(ع)

      
    نویسنده : مبصر ; ساعت ۸:٤٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸٧
    تگ ها :


    تقدیر و سپاس

    برادر بزرگوار جناب آقای یوسفی؛


    حال که بعد از  چندین سال تلاش و پشتکار بعنوان فرمانده گروه مقاومت و فرمانده پایگاه مقاومت کوی شهید مدرس؛ در محیطی دیگر جهت خدمت به مردم قدم خواهید گذاشت، امید این هست که با تلاشی که از شما سراغ داریم، در این راه نیز موفق و  پیروز باشید.

    کانون قرآن و صندوق قرض الحسنه حضرت ابوالفضل(ع)

      
    نویسنده : مبصر ; ساعت ۸:٢٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸٧
    تگ ها :


    تودیع و معارفه

    دیشب یکشنبه ۲۵/۱/۸۶ جلسه تودیع و معارفه برگزار شد. آقای یوسفی بعد از چند سال فعالیت بعنوان فرمانده پایگاه مقاومت ؛ جای خود را به آقای سلیمانی داد. هنوز خبر و تصاویری از این مراسم به دست ما نرسیده است. برای این دو عزیز آرزوی موفقیت و بهروزی خواستاریم.

      
    نویسنده : مبصر ; ساعت ۸:٠٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸٧
    تگ ها :


    انفجار در کانون رهپویان وصال شیراز

     

     با تاسف فراوان، دیشب مطلع شدیم که در مراسم هفتگی کانون رهپویان وصال شیراز، بر اثر انفجار، عده ای از هموطنانمان جان خود را از دست داده اند و عده زیادی نیز مجروح گرده اند. کانون قرآن نیز به تمام خانواده های عزادار تسلیت عرض نموده و شفای عاجل مجروحین را از خداون منان خواستاریم.

      
    نویسنده : مبصر ; ساعت ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٥ فروردین ۱۳۸٧
    تگ ها :


    حذف از دور مسابقات

    در ادامه بازیهای جام مرحوم نسترن، دیشب  ۲۰/۱/۸۷ تیم مسجد از دور مسابقات حذف شد. در بازی شب گذشته، تیم ما با توجه به این که از تیم حریف پیش افتاده بود، نتیجه را واگذار کرد. بچه ها که نتیجه را ۱-۰ جلو بودند، نتوانستند حفظ نتیجه کنند. خستگی و با عجله بازی کردن، باعث شد که تیم حریف ۴-۱ بازی را به سود خود تمام کند. تشویق بی امان تماشاگران نیز کارساز نبود. ولی چیزی از بچه های ما کم نشد. تمام تلاش خود را به خرج دادند تا نتیجه را تغییر دهند ولی فوتباله و یک برنده. به همه آنها خدا قوت می گوییم.

      
    نویسنده : مبصر ; ساعت ۸:٢٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۱ فروردین ۱۳۸٧
    تگ ها :


    پاسخ به انتقاد آقای پورحمزه

    به نام خداوندگار متعال

    به نام خدایی که ما را در اول جوانی با مسجد آشنا کرد. به نام خدایی که راهی را به ما نشان داد که اگر این راه نبود، آخر و عاقبت ما و گذران جوانی ما معلوم نبود به کجا ختم می شد.

    فراموش نخواهم کرد محبت کسانی را که اولین بار ما را با مسجد آشنا نمودند. همان عزیزانی که به واسطه کلاسهای قرآن، تدارک اردوها، برنامه های ورزشی و ... مسیری را به ما نشان دادند، که شکر خدا هنوز نیز ادامه دارد.  و اما ؛

    جوابیه مقاله انتقادی آقای پورحمزه در نشریه وصال شماره ۷ فروردین ۸۷

    موضوع: بی اعتنایی بعضی از جوانان نسبت به صفوف نماز جماعت

    دوست عزیزم پورحمزه از بچه های ناز و باظرفیت و مؤدب مسجدمونه که تمای بچه ها با صفات او آشنایی کامل دارند. همه ما میدونیم که مسجد جایی است برای عبادت و همچنین باخبر شدن از احوال یکدیگر و نمونه ای از بوجود آمدن اتحاد بین مردم. شرکت در نماز جماعت ثواب بسیار دارد، ولی آیا اگر کسی نتواند یا نخواهد در نماز جماعت شرکت کند گناهی کرده است؟ اینکه بعضی ها بعد از نماز مغرب و عشا وارد مسجد می شوند دیگر چه صیغه ای است؟این که چه گرفتاری دارند که روزهای جمعه هم نمیتوانند در مسجد حضور یابند کدام است؟ اتفاقا اوج گرفتاریها و دید و بازدیدها روزهای جمعه می باشد.

    فقط برای فوتبال؟! مگر نه همین بنده و حتی شما بوسیله همین کارهای فرهنگی و تفریحاتی که مسجد برای جوانان برگزار می کرد به مسجد راه پیدا کردیم؟ آیا غیر از این است؟

    غیب شدن هنگام کارها و  کمک در مسجد؟! هر کس به اندازه ظرفیت و توان خودش می تواند کاری را انجام دهد. یکی در امر کولر شستن، دیگری در امر رایانه، یکی در کلاس قرآن و یکی هم بوسیله همان وسیله نقلیه ای که دارد با هم کارها را پیش می برند. مگر مراسم نیمه شعبان، غدیر، تلاوت نور، زیارت عاشورا در منزل همین عزیزان، جشنها و عزاداریها را همین عزیزان اداره   نمی کنند؟ جشن نیمه شعبان با آن زحمات شبانه روزی و از دو ماه قبل آماده شدن را مگر یادتان نیست؟ مگر عید غدیر نبود که ما برای اولین بار ۱۳ عدد سکه بعنوان هدیه به نمازگزاران اهدا نمودیم؟ مگر نه همین جوانان بودند که کارت عابر بانک خود را در اختیار ما گذاشتند که هر مبلغی خواستیم جهت برگزاری هر چه بهتر جشن از بانک وصول کنیم؟ کدام یک از بزرگان این کارها را کرده اند؟

    جشنهای نیمه شعبان با آن هزینه میلیونی و شب تا صبح کار کردن کار چه کسی است؟ چرا زود فراموش می کنیم. زیارت عاشورا مگر در خانه همین عزیزان نبود؟ مگر ندیدی که خانواده آنها برای حتی یک لحظه حضور فرزندانشان در میان مسجدیها، چقدر خوشحال بودند.

    مگر مراسم مرحوم عبدالرضا و مرحوم قاسمی زاده رو فراموش کردی؟ درسته که اونا پاره تن ما بودن و  برای یک دوست و یک خادم که منتی نیست. ولی مشاهده نمودید که همین جوانان، با رفتار خود، درسی به بزرگترها دادند. بنده یاد دارم که چند تا از بزرگترها وقتی این همکاری بچه ها رو دیدن، گفتند که برای مجالس ما هم اینچنین مراسم ترحیمی بگیرید. انشاءا... که سالهای سال زنده و سرحال باشند.

    نوشته اید که جوانان به پشتی تکیه می دهند!!! مگر پشتی غیر از تکیه دادن، استفاده دیگری هم دارد؟ کاملا درسته که بعضی ها با صحبتهای بلند خود، نظم مسجد رو به هم میزنند، ولی باید خیلی بیشتر از این حوصله به خرج داد. مگر نه این است که خیلی از جوانان با برخورد تند و زننده بعضی از همین پرادعاها به منجلاب فساد  کشیده شده اند؟ جوان یعنی شور و نشاط. یعنی جنب و جوش و فعالیت. پس باید خیلی بیش از این کار کرد.

    فقط برای جایزه و اردو می آیند!!!! دوست عزیز، چطور این نوشته ها را روی قلم آورده ای؟ اگر برای جایزه و اردو می آیند، که در سال مگر چند اردو و یا چند مسابقه یا جایزه داریم؟ حال فرض بر آمدن برای اردو، مگر بد است که به این طریق جذب مسجد شوند؟ باید افتخار کرد که اینچنین باشد.

    مگر نه همین جوانانند که در مسابقات فوتبال یا هر برنامه ورزشی دیگر نهایت سعی و تلاش خود را انجام میدهند که افتخاری برای مسجد کسب کنند؟ کدام یک از بزرگان مسجد با این جوانان همکاری و یا باعث تشویق آنها گردیده اند؟ مگر همین مسجد صلح آباد نبود که برای دریافت کاپ قهرمانی خود به همراه هیئت امناء مسجدشان، که همگی با سنین بالا بودند، به مسجد ما آمدند.

    جوانان مسجد ما الحق و والانصاف خیلی تلاش نموده اند که مسجد را پربار نگه دارند. ایرادهایی نیز وجود دارد، ما هم منکر این نیستیم، ولی با سعه صدر و تشویق و دلگرمی می توان نتیجه کار را مشاهده کرد.

    خیلی از بچه ها برای اولین بار از حضور خود در مسجد، مقارن شد با رفتن به اردو. تصمیم گرفتیم که آن عزیزان را نیز به اردو ببریم. و الآن بعد از سالها، نتیجه کار خود را می بینیم، که هنوز از اردوی اول حرف می زنند و همان بود که آنها را جذب این مکان مقدس نمود.

    ادامه مطالب از حوصله این حقیر خارج است. از خداوند می خواهم حضور جوانان در مسجد بیشتر، فعالتر و گرمتر از همیشه باشد.

    خدایا اگر در این چند سال خدمت در مسجد، قصوری از بنده و دوستان انجام شده  که بر اثر کم تجربگی ما بوده، به کرامت و بزرگواری خویش، بر ما ببخش.

    و اما شما جوانان، نوجوانان و آینده سازان عزیز. امید این دارم که با رفتار و منش خویش، چنان باشیم که محبوب و با احترام با ما برخورد شود.

    برای دوست بسیار عزیزم پورحمزه نیز، که ارادت خاصی به ایشان دارم، آرزوی موفقیت و بهروزی خواهانم.   والسلام

     

      
    نویسنده : مبصر ; ساعت ٧:٥٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ فروردین ۱۳۸٧
    تگ ها :


    عکسی بسیار خاطره انگیز و جنجالی

    در مورخ ۲۶/۸/۸۵ جلسه ای بسیار پرهیجان در مسجد برگزار شد. در این جلسه که بیش از دو  ساعت به طول انجامید، تمامی بچه ها حتی غیر فوتبالی ها هم در آن حضور داشتند. برای انتخاب مسئول ورزش مسجد، قرار بر این بود که کاندیداها خود را معرفی کنند. بعد از کش و قوس زیاد و مسائل حاشیه ای فراوانی که پیش آمد و در نوع خود بی نظیر بود، افشین انصاری و مرحوم عبدالرضا تارات کاندیدا شدند.

    بعد از صحبتهای دوستان و اظهار نظرهای مختلف، رٍأی گیری انجام شد. طرفداران در دو جناح، آرام و قرار نداشتند و همه منتظر نتیجه آرا بودند. کار به اینجا رسیده بود که حتی افرادی در جلسه بودند که ما تا بحال آنها را ندیده بودیم و از رای دادن آنها نیز خودداری بعمل آمد.

    شروع به شمارش آرا نمودیم، هر دو کاندید به موازات هم پیش میرفتند. دلهره، هیجان و اضطراب همه را فرا گرفته بود. نتایج در تابلو درج می شد. یکی عبدالرضا و یکی افشین. همینطور پیش رفتیم تا نتیجه عجیب بدست آمد. هر دو با آرای مساوی انتخاب شدند و هر دو جناح با خوشحالی و شعف وصف ناپذیر، جلسه را ترک گفتند.

    قبل از ترک جلسه، صورتجلسه ای تنظیم و به امضاء تمامی حاضرین رسید. حال از آن جلسه خاطره ها برای ما به یادگار مونده. عبدالرضا رو یادتون هست، با چهره ای خونسرد و مصمم برای قبول این مسئولیت در آن جلسه نشسته بود. حیف و صد حیف که خیلی زود از بین ما رفت.

    از آن صورتجلسه در همان شب، عکسی انداختم تا بعنوان یادگار نگه دارم. این عکس رو شما هم ببینید و حتما لذت خواهید برد.

     عکس صورتجلسه

     

      
    نویسنده : مبصر ; ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٩ فروردین ۱۳۸٧
    تگ ها :


    برد در ضربات پنالتی

    تیم فوتبال مسجد در بازی یکشنبه ۱۸/۱/۸۷ در ضربات پنالتی بردی شیرین را نصیب خود کرد.

    بنا به گفته تماشاچیان، در این بازی حساس و زیبا، (که البته نبود علی سلیمی که برای حضور در کلاسهای درس به انزلی سفر کرده بود احساس می شد،) بچه ها با یک بازی حساب شده در ضربات پنالتی به پیروزی رسیدند. در حین بازی نیز، اسماعیل انصاری یک پنالتی را به هدر داده بود.

    به امید قهرمانی

    عکسهای فوتبالی سال ۸۵ رو ببینیم.

       عکس ۱  

        عکس ۲                       عکس ۳  

                               عکس ۴                   عکس ۵                   عکس ۶   

                      عکس ۷                عکس ۸               عکس ۹                عکس۱۰

       

      
    نویسنده : مبصر ; ساعت ۸:٤٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٩ فروردین ۱۳۸٧
    تگ ها :


    جشنواره ای از گل

    تیم مسجد دیشب ۱۷/۱/۸۷ جشنواره ای از گل به راه انداخت. بازی که در ساعت ۲۲ به وقت محلی!! برگزار شد، تیم آبپخش نتیجه را ۵-۳ واگذار کرد. بازی زیبای علی سلیمی و فرهاد خلیلی قابل ستایش و تقدیر بود.

      
    نویسنده : مبصر ; ساعت ۸:۱٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸٧
    تگ ها :


    مهمان نوروزی

    سلام . امیدوارم که تعطیلات به شما خوش گذشته باشه. در ایام نوروز مسجد ما مهمان نوروزی ویژه ای داشت. آقا یاشار که فکر کنم از تبریز به همراه خانواده تشریف آورده بودند، مهمان اقا مهدی بودند. دیروز که  پیامها رو مرور می کردم، دیدم که آقا یاشار هم برامون پیام گذاشته. امیدوارم که نوروز در بوشهر به  ایشان و خانواده محترمشان خوش گذشته باشه. بازم برامون پیام بفرست و از شهرتون و هر چه که دوست داشتی برامون بنویس.

    با آرزوی موفقیت برای این خانواده محترم.

      
    نویسنده : مبصر ; ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٦ فروردین ۱۳۸٧
    تگ ها :


    در وصف حضرت محمد(ص)

    محمد (ص) می آید .

    محمد (ص) در ماه «ربیع» می آید. و همراه با خود، ربیع قلوب و بهار جان ها و طراوت ایمان را به همراه می آورد .

    محمد (ص) می آید .

    از نسل ابراهیم بت شکن، از سلاله پاکان، از دامن «آمنه» عفیف ، از مکه معظمه ، از خانه خدا ... .

     و این «صبح صادق» رسیدن «روز» را نوید می دهد،  پس از قرن ها قساوت و سال ها سفاهت . و با این «میلاد» لرزه و شکاف ، در کاخ «کسری» می افتد ، به نشانه این که از این پس «کعبه» کوی عشق است ،


    می آید ...

    تبر ابراهیم بر دوش ،

    عصای موسی ، در دست ،

    قلب مسیح در سینه ،

    عزم نوح ، در اراده ،

    صبر ایوب ، در دل ،

    زیبایی یوسف ، در رخسار،

    حکمت لقمان ، بر زبان ،

    حکومت داود و سلیمان ، در سایه قرآن ...

    می آید ...

    با «فرقان» ، با «آیات»، با «بینات»، با «نور»، با «ذکر» با «کتاب»، با «هدایت»، با «قرآن» ، با «بشارت» ، با «انذار» ، با «وعد» ، با «وعید» ، ... .

    می آید ...

    تا دشمنی ها را به دوستی تبدیل کند ،

    تا دل ها را به هم نزدیک سازد ،

    تا از «دیو» فرشته بسازد ،

    و از بیگانه ، دوست ،

    محمد (ص) می آید ، ...

    محمد (ص) از بطن تاریخ و عمق زمان ، در «هفدهم ربیع» می آید .

    با اخلاقی جذب کننده و برگیرنده

    با رفتاری سرشار از تواضع و فروتنی

    با نگاهی لبریز از شرم و عفاف ،

    با بیانی گرم و گیرا

    با قلبی نورانی که چشمه زلال «معرفت» است ،

    با دستی که دوست نواز  است ،

    با چهره ای به خندانی صبح و درخشش خورشید و زیبایی ماه و عصمت عشق .

    ماه «ربیع الاول» است ... بهار نخستین ، و طلوعی نوین .


    می آید ...

    از دیار یار، و کوی وحی می آید ، از سوی خدا می آید ، با دروازه هایی از علم و عرفان ، و مرجان هایی از آیه و سنت .

    می آید ...

    و با آمدنش برای ملت ها حیات می آورد ، و برای مشتاقان ، ارمغانی از معنویت و اخلاق .

    آری ... می آید ، می آید ، محمد ( ص ) می آید ،

    تا غنچه های خنده بروید

    تا ...

     

    خواهم که شوم معتکف کوی محمد          بر دیده نهم تربت خوش بوی محمد
    ای اهل نظر کن نظر از روی حقیقت            تا آنکه به بینی همه جا روی محمد
    در دیر و حرم رفتم و دیدم که به صد ناز           در گوش رسد بانگ هیاهوی محمد
    افتاد گذارم ز قضا سوی گلستان              دیدم که زهر طرف رسد بوی محمد
    دل برده ز کف و ز سر مردان خدا هوش               مستانه صف نرگس جادوی محمد
    در عالم توحید به تحقیق ندیدم مردی           به یدو خلق خوش و خوی محمد
    دل گشته ز شوق رخ آن شمع دل افروز              آشفته تر از طرة گیسوی محمد


    ای جلوه رخت زده آتش به جان گل
    نامت محمد است و نشانت، نشان گل
    میلاد باشکوه تو ای باغبان نور
    همزاد نغمه‌خوانی بلبل زمان گل
    قرآن تویی چو خیره نظر می‌کنم به نور
    گل می‌کند دوباره نگاهم میان گل

     

      
    نویسنده : مبصر ; ساعت ۸:٤٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧
    تگ ها : محمد ، میلاد


    هدیه وبلاگ

                                                     

                                

     

      
    نویسنده : مبصر ; ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٤ فروردین ۱۳۸٧
    تگ ها :