ما و اینترنت !!!

هوا را از من بگیر ولی اینترنتم را نه !!!!

سلام دوستان. چند روزی نبودم. مودم ، کارت صدا و ویندوز هیچ کدوم با ما راه نمیومدن. ممنونم از پیامهای شما. برای من هم سخت بود چندین روز دوری از دوستان عزیزم.

امروز فقط برای عرض ادب خدمت رسیدم.

تیم ملی

برای بازی با کره ، دایی چه تدبیری خواهد داشت؟

  
نویسنده : مبصر ; ساعت ٧:٥۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۳ بهمن ۱۳۸٧
تگ ها :


جشنواره ای بی مهر، ضعیف و کسل کننده

جشنواره وبلاگها و وب سایتهای استان بوشهر

چهارشنبه عصری همراهمان زنگی خورد و خانمی اون ور خط گفت که از سازمان تبلبغات تماس میگیرم، شما جزو 40 وبلاگ برتر شناخته شده اید و روز پنجشنبه 17/11/87 ساعت 8 الی 9 برای نمایش وبلاگ تشریف بیاورید. عرض کردم که چرا صبح ؟ ما قشر کارمند و صبح ؟ گفتند که از رئیسی مسئول جشنواره بپرسید.

دو تا از بچه های کانون رو صبح اول وقت برای نمایش وبلاگ فرستادم سازمان تبلیغات. تا ساعت 10 مرتب با هم در تماس بودیم. میگفت که سید اینجا که هنوز هیچ خبری نیست. نه مسئولی، نه بازدیدکننده ای. ساعت 45/8 تماس گرفت و گفت که تازه دارن اسامی وبلاگها و مدیران وبلاگ رو پرینت میگرن برای چسباندن به کنار مانیتورها. !!!

یعنی بعد از این همه تاخیر در اجرای جشنواره و 45 دفییقه تاخیر در روز برنامه ، آقایون تازه یادشون افتاده که اسامی رو آماده کنن ؟ افسوس خوردم. تا ساعت 10 خودم رو رسوندم.

قرار بود مراسم اهداء جوایز و سخنرانی و خیر مقدم و... راس ساعت 10 شروع بشه. اینجا هم مراسم با نیم ساعت تاخیر آغاز شد. ( اوج نظم !! ).

استقبال از جشنواره نیز بسیار ضعیف بود. من قبلا هم پیامی برای مسئولین تبیان بوشهر فرستاده بودم که سعی کنید در روابط عمومی و اطلاع رسانی خوب عمل کنید که متاسفانه اینچنین نبود. ساعت برگزاری جشنواره هم خودش سر تا پا ایراد بود. خیلی از وبلاگنویسان استانی حضور نداشتند.

مجری برنامه مثل اینکه نیم ساعت قبل از مراسم بهشون اطلاع داده بودن که بیا و مجری گری کن. آقای هوشمند مجری برنامه بود. اصلا تسلط کافی نداشت. بعد از چندین بار تپق زدن ، اعلام کرد که دندان درد داشتم و مرا ببخشید!!. با خودمان گفتیم بابا جان شما که دندان درد دارید چرا مجری گری ؟ و شما مسئولین مراسم ، قحطی مجری که نبوده ؟

تا آخر مراسم ندونستیم صلوات بفرستیم یا کف بزنیم!!! در هر صورت چنان کسل کننده بود این مراسم که کسی حوصله تشویق هم نداشت. بی روح ترین قسمت مراسم هم اهداء جوایز بود.

به صراحت عرض کنم اگر برنامه در دست بنده و دوستانم بود با کمترین امکانات ، بهترین را به اجرا می گذاشتم.

داوران رو هم که ما آخرش متوجه نشدیم چه کسانی هستند. از تهران یا بوشهر.آقای رئیسی که فرمودند ما هم دخالتی در امر داوری داشته ایم و به ایشان راهنمایی نموده ایم.!!!

کاش امتیازات رو هم اعلام میکردن. مثلا وبلاگهای برتر، در زمینه قالب ، بازدیدکننده ، به روز بودن و... چه امتیازاتی کسب نموده اند.

خوش بحال کسانی که شرکت نکرده بودند. لااقل صبح پنجشنبه راحت به کارهای خودشون میرسیدن.

ما که هیچ مقامی کسب نکردیم. خودمون رو آماده میکنیم برای دفعات بعد و جشنواره های دیگر!!!!

در ضمن قالب وبلاگ ، سنخیت با موضوع ، بازدید کننده ، به روز بودن ، لینکهای مرتبط و محتویات فاخر از ملاکهای جشنواره بود که ما متاسفانه نداشتیم و اینو هم فهمیدیم!!!!!

راه خودمون رو به همین نحو ادامه میدهیم. امیدوارم که به لطف ایزد منان و همت دوستانم در کانون و محبت شما بازدیدکنندگان محترم و همسایه های خوبم ( لینکها ) کاری مردم پسند و اجتماعی ارائه دهیم.

این هم متن همدردی دوستانم که بعد از مراسم در محل کار دومم!! روی صندلی نصب کرده بودند:

عباس جان ، از دید ما تو قهرمانی ، تو بهترینی ، تو اولینی ، بزار...... هر کاری دلش خواست بکند.غمت مباد.

در آخر نیز به تمامی مدیران وبلاگها و وب سایتهای برتر تبریک عرض میکنم. امیدوارم در مراحل بالاتر نیز موفقیت کسب نمایند.

  
نویسنده : مبصر ; ساعت ٧:٠٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ بهمن ۱۳۸٧
تگ ها :


امروز پنجشنبه و جشنواره وبلاگهای استان بوشهر

  
نویسنده : مبصر ; ساعت ۸:٢٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٧
تگ ها :


حکایت بلال موذن

بلال ، اول موذن پیغمبر اسلام(ص) بود. وی به علت لکنتی که داشت (( حی )) را در (( حی علی الصلاة )) و (( حی علی الفلاح )) و (( حی علی خیرالعمل )) با حرف ((هی )) ادا میکرد. گروهی خدمت رسول الله آمدند و گفتند : آغاز کار اسلام است ، این عیب است که اسلام موذنی داشته باشد که لحن خواندن اذان را به درستی نمیداند. بهتر است که به جای بلال ، موذن افصح را انتخاب کنید ؛

خشم پیغمبر بجوشید و بگفت

یک دو رمزی از عنایات نهفت

کای خسان نزد خدا (( هی )) بلال

بهتر از صد حی و خی و قیل و قال

وا مشورانید تا من رازتان

وا نگویم آخر و آغازتان

  
نویسنده : مبصر ; ساعت ٢:٥٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ بهمن ۱۳۸٧
تگ ها :


اعلام جشنواره وبلاگها

سلام. هاشمی هستم مدیر وبلاگ مبصر!!عرض سلام و ادب.

 بالاخره زمان جشنواره فرا رسید. روزی که اعلام شد که برای ثبت نام شرکت کنید من جزو اولین وبلاگهایی بودم که نام نویسی کردم. سریع رفتم اسمم رو نوشتم که زودتر از همه جایزه رو بگیرم!!!! خدا میدونه که خیلی تلاش کردم که وبلاگم همیشه به روز باشه و بتونم مطالب ارزشمند و مفیدی ارائه بدم. انسان یا نباید کاری رو شروع کنه یا اینکه تا آخر ادامه بده و مفید واقع بشه. مهم نظر شماست که امیدوارم راضی بوده باشید و کم و کسری را بر ما ببخشید و انتقاد از ما رو هم فراموش نکنید.

نمیدونم ما هم جزو برترین ها هستیم یا نه. داوریها انجام شده و قراره پنجشنبه همین هفته اعلام بشه. امیدوارم این سعادت رو داشته باشم که دوستانم رو زیارت کنم. برنامه صبح برگزار میشه و من هم باید التماس کنم برای مرخصی که ببینم موافقت میشه یا نه.!!

لینک زیر هم مشخصات وبلاگ ماست برای شرکت درجشنواره. یه سر بزنید ممنون میشم.

http://web.bushehr-tebyan.ir/detail.php?id=10516_0_131_120_C

 

 و اما خبر: 

عبدالله رئیسی دبیر اجرایی اولین جشنواره استانی وب سایت ها و وبلاگ های استان بوشهر زمان برگزاری جشنواره و نمایشگاه را پنجشنبه 17 بهمن 87 اعلام کرد. 

رئیسی در گفت وگو با خبرنگار بوشهر تبیان افزود: نمایشگاه 40 وبلاگ برتر از ساعت 8 تا 9 صبح در سالن کتابخانه دیجیتالی اداره کل و نمایشگاه 40 وب سایت برتر از ساعت 9 تا 10 در همان سالن واقع در میدان امام برگزار می شود.

وی همچنین در ارتباط با زمان و مکان جشنواره گفت: جشنواره بلافاصله پس از اتمام نمایشگاه از ساعت 10 لغایت 12 ظهر در سالن شهید آوینی برگزار می شود.

رئیسی در بخشی از صحبت های خود ضمن تقدیر از وبلاگ ها و وب سایت های استانی که در این جشنواره شرکت کردند، در خصوص نحوه داوری و ارزیابی آثار افزود: کار داوری جشنواره را موسسه اینترنتی تبیان که یکی از بزرگترین موسسات کشور و خاورمیانه در حوزه رسانه الکترونیک و فضای مجازی میباشد انجام داده و دقت لازم در این زمینه صورت گرفته است.

ایشان همچنین ملاک های داوری را شامل بخش هایی چون: آیتم های فنی، مشخصات محتوایی، طراحی گرافیک، میزان بازدید، نوع پیوند و ... عنوان کرد و افزود: البته در داوری وب سایت ها برای بخش دولتی و آزاد معیارهای تخصصی و جداگانه ای نیز در نظر گرفته ایم که باعث دقت بیشتر در امر داوری شده است.

وی در رابطه با تعداد نحوه انتخاب و معرفی برترین های این جشنواره گفت: در این جشنواره از 3 وب سایت دولتی، 3 وب سایت غیردولتی و 3 وبلاگ برتر تقدیر به عمل خواهد آمد.وی در پایان اظهار امیدواری کرد که برگزاری این جشنواره باعث رشد کیفی وب سایت ها و وبلاگ های استان شود.

به امید قهرمانی!!!!! 

  
نویسنده : مبصر ; ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸٧
تگ ها :


معرفی

دست دادن

چه خوب بود مردم وقتی به هم میرسیدن ، یا تلفنی دارن با هم صحبت میکنن ، بعد از سلام و علیک خودشون رو هم معرفی میکردن تا راحت تر با هم ارتباط برقرار کنند.( البته در مواقع خاص).

بارها برام اتفاق افتاده که بنده خدا یک ساعت کنار من نشسته و خودم هم منتظرش هستم ولی بعد از مدتی خودش رو معرفی میکنه که من فلانی هستم از فلان جا.

یا داریم تلفنی صحبت میکنیم چند دقیقه ای هم گپ میزنیم بعد میگیم که شما ؟

ولی اگه از اول خودمون رو معرفی میکردیم هم ارتباط بهتری برقرار میشد و هم کارمون سریع تر انجام میشد و هم این خودش یه نوع از آداب اجتماعیه. مثلا من:سید عباس هاشمی از بوشهر. 

  
نویسنده : مبصر ; ساعت ٧:٥٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٤ بهمن ۱۳۸٧
تگ ها :


گندم!!

مولانا:

ما در این انبان گندم میکنیم

گندم گرد آمده گم می کنیم

ور نه موشی بر در انبان ماست

حاصل عمر چهل ساله کجاست؟

اول ای جان فکر دفع موش کن

وانگهی در جمع گندم کوش کن.

 

میدونید معنی شعر چیه؟

  
نویسنده : مبصر ; ساعت ۸:۱٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸٧
تگ ها :


12 بهمن

دهه فجر

آغاز دهه فجر بر همه شما مبارکباد. ما که اون روزها نبودیم که از نزدیک شاهد اتحاد مردم باشیم. ولی روزهای دهه فجر در مدرسه رو هیچ وقت فراموش نخواهم کرد. تزیین کلاسها ، مسابقات ورزشی ، سینما ، بازدید از نمایشگاه ها ، سرود و گروه های تئاتر ، خودجوش بودن بچه ها از این که کلاس ما باید قشنگ تر از بقیه باشه و ... همه و همه از روزهای بیاد ماندنی نوجوانی ماست.

  
نویسنده : مبصر ; ساعت ۸:٠٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸٧
تگ ها :


چرا قرآن ؟

  قرآن کریم ، سفره گسترده فیض الهی و کلام نورانی پروردگار انسان و جهان است . این منشور آسمانی ، معیار و محک درستی و نا درستی اندیشه ها ، احکام و رفتار به شمار می آید وهر چه با رهنمودهای آن ناهماهنگ باشد ، فاقد ارزش و اعتبار است.

 

  از آنجا که برای شناخت  درست از نادرست در هر موضوعی به «معیار» و «میزان» نیاز است ، رجوع به این کتاب الهی در هر زمینه ، بویژه اخلاق و خودسازی و هنجارهای رفتاری یک ضرورت است.

 

این سند نبوت و معجزه جاوید حضرت رسول در صورتی می تواند در زندگی و اخلاق فردی و اجتماعی ما تاثیرگذار باشد که «امامت قرآن » را بپذیریم ؛ به هدایت آن گردن بنهیم و آن را بعنوان «الگو» قبول و خود را به آن عرضه کنیم و ارزیابی اخلاق و عمل خویش را با آن میزان انجام دهیم. آنگاه روشن می شود که چه کسی «اخلاق قرآنی » دارد و چه کسی از چنین تربیتی دور شده است.

 

 قرآن کریم پیامبر عزیز ما را «اسوه حسنه» معرفی می کند و او را به مدال ( انک لعلی خلق عظیم) مفتخر می سازد.آن حضرت نیز خود را مودب به اخلاق الهی و متخلق به اخلاق  قرآنی ساخته ، می فرمود : «ادبنی ربی فاحسن تادیبی »؛ « پروردگارم مرا تادیب کرده و تربیت کرده و خوب ادبم کرده است.»

 

از زبان یکی از همسران پیامبر نیز درباره اخلاق آن حضرت نقل شده است که : « خلق رسول الله القرآن » ؛ « اخلاق او قرآن بود.» این نشان می دهد که تجسم و تبلوری از قرآن را در رفتار پیامبر خدا می توان مشاهده کرد. پس در راستای هدف بعثت نبوی که فرمود: « بعثت لاتمم مکارم الخلاق » بجاست اخلاق قرآنی را هم از کلام وحی و هم از سیره نبوی بیاموزیم و خلق و خوی خویش را با این معیارهای نورانی آراسته سازیم.

 

این که فرموده اند : عالم محضر خداست و در محضر خدا گناه نکنید ، یک حقیقت قرآنی است و هشداری است که آن « فراموشی » پدید نیاید. کدام صحنه و عمل است که از خدا پوشیده بماند ؟ و چه کسی می تواند کاری کند و حرفی بزند که از خدای بصیر و سمیع ، مکتوم و مخفی بماند ؟ هشدار قرآن کریم چنین است : (الم یعلم بان الله یری؟) « آیا ندانست که خدا می بیند؟

 

قرآن کریم هم خودش ذکر است  و یاد و هم پیامبران را « مذکر » و یادآور می شمارد ؛ هم نماز را « ذکر خدا »  معرفی می کند و هم یادآور حقایقی همچون : ضعف و زبونی انسان ، کوتاهی عمر ، حسابرسی قیامت ، فرجام بهشت یا دوزخ ، نعمتهای الهی و لزوم شکر ، دشمنی شیطان با انسان  ، تباه شدن جوهره انسان در اثر حرص و آز ، سرنوشت شوم اقوام لجوج و ناسپاس گذشته و... است.

 

قرآن کریم توصیه می کند که مبادا اموال و اولاد شما ، شما را از« یاد خدا» غافل و سرگرم کند و در نتیجه از خاسران شوید.

 

قرآن ، هم یادآور پیوسته و مکرر «ربوبیت خدا » است ، هم یادآور «عبودیت انسان » ، تا از گلیم بندگی پای را فراتر نگذارد و به محدوده طغیان و عصیان وارد نشود.

 

قرآن بارها تاکید کرده ، تا انسان ها در معبد نیایش ، سربندگی  و خضوع بسایند و با تهجد و دعا و ذکر و استغفار ، بنده بودن خویش را به یاد آورند. فرمانهای «اعبدو الله» که در قرآن است ، برای بیدار ساختن فطرت خداجویی است.

( گلچین شده مقاله روزنامه ایران مورخ ٩/١١/٨٧ )

  
نویسنده : مبصر ; ساعت ٧:٥۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٧
تگ ها :


اعتماد کنیم یا نه؟

کانون قرآن مسجد ابوالفضل بوشهر

صبح زیبای دل انگیز چهارشنبه بخیر. دیشب با دو تا از رفقا توی دفترمون نشسته بودیم و کم کم داشتیم آماده رفتن میشدیم. جاتون سبز داشتیم کیک هم میخوردیم که یه آقای باشخصیت و خوش هیکل و گردن کلفت در رو باز کرد و با خوشرویی و متانت وارد دفتر شد. برخوردش چنان مودبانه و متین بود و چنان خودمونی که حالا من فکر کردم که ایشون با رفقام آشنایی داره و رفقا هم فکر کردن یکی از دوستان چندین و چند ساله منه!!!!!

خلاصه یه کم هم از کیک ما رو خورد و رسید به اصل مطلب. بعد از کلی تعارفات معمولی ما ایرانیان ، گفت که خاننم تو بیمارستانه و ١٢ هزار تومان پول میخوام. نگاهی به هم انداختیم و هیچ دیگه. جیب همه ما خالی و ایشون هم خیلی مودبانه خداحافظی کرد و رفت.

خداوکیلی شما جای ما بودید چکار می کردید؟ پول بهش میدادید ؟ منصفانه قضاوت کنید.

از این موارد قبلا هم برام اتفاق افتاده. سال قبل یه آشنایی اومد سراغم و تقاضای 80 هزارتومان پول کرد. ضجه زد. ناله کرد. من هم با خودم گفتم مگه ما مسلمون نیستیم. مگه انسان نیستیم. به اون خدایی که میپرستید هیچ نداشتم. با حقوق 180 هزار تومان رفتم سراغ تعاونی محل کارم. گفتم داری 80 هزار تومان قرض بدی تا سر برج؟ یارو هم چک 100 تومانی بهم داد و من هم همون 100 هزار تومان رو بهش دادم و قرا شد دو هفته دیگه تحویل بده.

حالا بیش از یکسال گذشته و یارو فراریه. نفهمی و نادونی و.خ....کردم. قید پول رو زدم ولی گفتم دیگه تکرار نمیکنم.

از این نادونیها دو مورد دیگه هم داشتم. البته اینها رو نباید بگیم نادونی باید گفت کار خیر و ثواب. ولی چرا جواب محبت رو اینجور میدن ؟ ما رو چه فرض میکنن ؟ چرا با این کارشون باعث شدن که دیگه ما کوچکترین کمکی به کسی نکنیم؟ شما بگید.

چه روزگار خرابی شده. سوء استفاده از همدیگه. تا کی ؟ خدایا خودت میدونی که نیت بنده و امثال بنده خیره و خداییش همیشه دوست داشتم!!!! که تو چنین مواقعی کم نذارم. ولی نخواهم کرد. بخاطر رفتار همین نا..... روزگار.

  
نویسنده : مبصر ; ساعت ۸:٢۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٩ بهمن ۱۳۸٧
تگ ها :


کعبه جانان

کعبه

خواهی اگر به کوی حقیقت سفر کنی

باید زشاهد راه طریقت گذر کنی

گر بی رفیق پای نهی در طریق عشق

خود را یقین دچار هزاران خطر کنی

هرگز به طواف کعبه جانان نمیرسی

تا آنکه در منای وفا ترک سر کنی

روی امید نیست به آن آستان ترا

تا آستین زدامنه ای اشک تر کنی

گر بگذری ز ظلمت حس و خیال و وهم

چون آفتاب از افق عقل سر کنی

وندر فضای عشق اگر بال و پر زنی

از آشیان قدس توان سر به در کنی

آن دم تو را ز سرٌ حقیقت خبر کنند

کز بی خودی زخود نتوانی خبر کنی 

***************************************

دیروز اول صبح ، رادیو رو روشن کردم. خانمی زنگ زد و با گریه میگفت که : بچه پنج ساله ام دیروز از طبقه چهارم ساختمان افتاده پایین و هنوز هو تو کماست. التماس میکرد. خواهش میکرد که برای اون طفل معصوم دعا کنید. خیلی ناراحت شدم. منم دعا کردم. برای همه مریضها و این بچه. شما هم با دل صافتون دعا کنید. تا دوباره این کودک به آغوش مادر برگرده.

یا من اسمه دواء و ذکره شفاء

  
نویسنده : مبصر ; ساعت ٧:۳۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۸ بهمن ۱۳۸٧
تگ ها :


اینو میگن تعصب

میگن که یکی از مدیران کشورهای اروپایی برای یه دوره آموزشی به ژاپن رفته بود. مدیره تعریف میکرده که روزی از خیابانی که چندین ماشین در اون پارک شده بود می گذشتم. جوانکی را دیدم که با جدیت مشغول تمیز کردن یک ماشین بود. دیدم بعد از تمیز کردن از اون محل دور شد و بطرف ایستگاه اتوبوس رفت.

خیلی تعجب کردم. کنجکاوی کردم و رفتم سراغش. از او سوال کردم که مگر اون ماشینی که داشتید تمیز میکردید متعلق به شما نبود ؟ جوان لبخندی زد و گفت : خیر. من کارگر کارخانه ای هستم که این ماشین از تولیدات آن است. دلم نمی خواهد اتومبیلی که ما ساخته ایم کثیف و نامرتب جلوه کند.

نتیجه: تعلق و تعصب و تعهد سازمانی و کیفیت محصول 

خداییش ما هم اینجوری کار میکنیم؟ تو همه زمینه ها. مثلا همین وبلاگنویسی.

  
نویسنده : مبصر ; ساعت ٧:۳٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٧ بهمن ۱۳۸٧
تگ ها :


بیگانه

صفارزاده

 شبی که تلویزیون اعلام کرد خانم صفارزاده هنرمند خوب کشورمان به دیار باقی شتافتند ، هیچ شناختی از ایشون نداشتم. و به یاد هم نداشتم که کتابی از ایشون رو خونده باشم.

دیشب کتابخانه ام رو نگاهی می کردم. غافل از اینکه از مرحومه هم کتابی داشتم و نمی دونستم. شعر امروزم رو از مرحومه صفارزاده انتخاب کردم. شعر رو حتما بخونید. لذت خواهید برد.

 

من آتشگاه احساسم

تو را ای توده ی برف ریا در خود نمیگیرم

چه میترسم که خاموشم کنی         از یاد انسانها

من آن انسان تنهایم که می فهمم            غم و حرمان تنها را

سکوت صبرداران و خروش خشم داران را

ولی هرگز تو را ای کودک نادان شادی ها نمی فهمم

مرا لبخند تلخ مرد خودسازی

که با اندیشه و بازو گشاید راه فردا

بود زیباتر از رخساره ی رنگین ثروت ها 

 بود برتر    از آن گنجی که ارث رفتگان توست

و تو چون اژدها روز و شبش        پیوسته می پایی

رهایم تا زبند کام    و از زنجیرهای زنگ دار نام

نیازم پیش تن ها نیست

خدا و شعر

اینهایند پیوندان جاویدم

تو همرنگ من آزاده هرگز نیستی ای مرد

روان شو سوی آن قومی

که سنگینند از سنگ جواهرها

که رنگینند از رنگ دورویی ها

که خاموشند از غوغای انسانها

برو کورانه دست همسری برگیر

تا پا جای کهنه ی اجداد بگذاری.

* روحش شاد *

  
نویسنده : مبصر ; ساعت ٧:۳٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٦ بهمن ۱۳۸٧
تگ ها :


بوشهر و برف!!!

به مناسبت بارش رحمت الهی در شهر خورموج (از شهرستانهای استان بوشهر)

  
نویسنده : مبصر ; ساعت ٩:٤٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٥ بهمن ۱۳۸٧
تگ ها :


لینک ویژه شهادت

شاهد کربلا

( ویژه نامه امام سجاد (ع) )

* منبع : موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان *

امام سجاد ع

  
نویسنده : مبصر ; ساعت ٧:٤۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۸٧
تگ ها :


شنیدنیهای قرآن 13

سوره های عزائم ؟ ۴ سوره قرآن که در آن سجده واجب وجود دارد : سجده - فصلت - نجم - علق ( عزائم به معنای فرائض و واجبات است )

سوره های قل ؟ ۵ سوره ای که با قل شروع می شود : کافرون - اخلاص - فلق - ناس و جن.

سوره های طواسین ؟ سوره هایی که با طسم یا طس شروع می شود: شعراء - نمل و قصص

سوره های زهروان ؟ بقره و آل عمران. ( زهراء به معنای درخشان چون این دو سوره از نظر محتوا بر اسما و احکام الهی درخشان است به نام میخوانند.)

سوره های قرینتین ؟ سوره های انفال و توبه.( بین این دو سوره بسم الله وجود ندارد و محتوای آیات دو سوره بهم نزدیک است به این نام مشهورند.)

سوره های معوذتین ؟ دو سوره ناس و فلق

مراد از دبابیج قرآن ؟ سوره آل عمران و سوره های حوامیم. ( دبابیج جمع دیباج معرب دیبا و به معنای حریر.)

بساتین قرآن ؟ سوره هایی که با الر آغاز میشود.

سوره های عتاق ؟ سوره های اسراء - کهف - مریم - طه و انبیاء ( عتاق جمع عتیق و یکی از معانی آن قدیم است. از این جهت که این سوره ها در آغاز امر ،نزول یافته به عتاق معروفند).

قوارع قرآن ؟ آیات و سوره هایی که بوسیله آنها انسان در پناه خدا قرار میگیرد. مانند آیه الکرسی و سوره های فلق و ناس

***************************************************

 افتادن در گل و لای ننگ نیست. ننگ در این است که آنجا بمانی.

و سخنی از مولوی :

ناامیدی را خدا گردن زده است.  

  
نویسنده : مبصر ; ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ بهمن ۱۳۸٧
تگ ها :


دعایی برای مسلمانان

 عرفان

خداوندا، حال فردی و اجتماعی ما را در حال و

 هوای سوره حمد متحول گردان.

  
نویسنده : مبصر ; ساعت ٧:٤۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱ بهمن ۱۳۸٧
تگ ها :