ما و جام جهانی

سلام بر دوستان عزیز

طرفدار چه تیمی هستید؟ چه نتیجه ای رو برای تیم محبوبتون پیش بینی می کنید؟

همزمان با بازیهای جام جهانی ، تمام دنیا به تب و تاب میفته. ایرانیها هم مثل تمام دنیا این یک ماه از همه چی میگذرن و با لذت فراوان پای تلویزیون و به تماشای لحظات ناب فیلمبرداران و بازیکنان جام جهانی میشینن.

بچه های کانون ما هم هر کدوم تعصب خاصی به تیم محبوبشون دارن. از برزیل و آلمان و هلند ( که تیم محبوبمه ) ، طرفدار داره تا اسپانیا و انگلیس و ایتالیا.

قیافه ها بعد از باخت و برد تیم ها دیدنیه. عده ای از خوشحالی و برد تیمشون مقابل آرژانتین با لباس نارنجی میان بیرون !!! و عده ای هم بخاطر باختشون مقابل روسیه هیدینگ ، گوشی موبایلشون رو خاموش میکنن و از ناراحتی تا صبح توی خواب کابوس میبینن.

ویژه نامه گل و ایران ورزشی و همچنین چلچراغ رو به همین مناسبت تهیه کردم. همه اونا خوب بودن و متقاوت. از وحشتناکترین قیافه های جام جهانی نوشته بودن تا بهترین صحنه ها و معرفی تیمها و مصاحبه های گوناگون و مصاحبه ای از فردی که به تیم ملی خودمون در جام جهانی گل زد. ( گل به خودی )

حالا نمیدونیم با درس چکار کنیم. عاشق فوتبال باشی و امتحان اقتصاد کلان هم کنارش. من که وقتم رو تنظیم کردم برای ساعات بین بازی  20:30 تا 23. همین دو ساعت و خورده ای میخوام کولاک کنم!!!

مطالبی که تو این چند روز خوندم بیشتر در مورد ناامن بودن آفریفاست. حتی الآن هم مطلبی در مورد سرقت از 3 تا خبرنگاران پرتغالی و ... می خوندم. امیدوارم که کشورها با صلح و دوستی و بدون هیچ مشکلی تا پایان جام همراه باشند. 

کری خوندنها شروع شده. رفقام بهم زنگ میزنن و میگن که امسال تیمت قهرمانه. هلندت امسال تیم خوبیه.

 تا ببینیم چه شود.

 

 

 

  
نویسنده : مبصر ; ساعت ۱:٤٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٠ خرداد ۱۳۸٩
تگ ها : هلند ، جام جهانی

کتابهایی که خوندم

سلام بر عزیزان جان

تو این چند روز این کتابها رو خوندم. اگه شما هم این کتابها رو خوندید نظرتون رو بگید.

١- ناطور دشت ( سلینجر )

٢- خورشید تابان ( خالد حسینی )

٣- فوتبال علیه دشمن ( ترجمه عادل فردوسی پور . کوپر )

۴ - مرشد و مارگریتا ( بولگاکوف )

۵- وداع با اسلحه ( همینگوی ) هنوز کامل نخوندم.

۶- ١٩٨۴ ( جرج اورول ) تازه شروع کردم به خوندن.

٧- یه ذره هم کتابهای درسی برا امتحان پایان ترم.!!

هر کدوم از این کتابها زیبایی خودش رو داشت. نکات آموزنده هم داشت. امیدوارم که شما هم اهل خوندن کتاب باشید. دنیایی داره برای خودش. همیشه احساس جوانی و شور و نشاط خاصی داری.

  
نویسنده : مبصر ; ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ خرداد ۱۳۸٩
تگ ها :

تبریک و تسلیت

                    وبلاگ کانون قرآن مسجد ابوالفضل ع بوشهر                                        وبلاگ کانون قرآن مسجد ابوالفضل ع بوشهر

 

 

 

 

 

 

 

 

  
نویسنده : مبصر ; ساعت ۸:٢٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸٩
تگ ها :

متولد شدن آقا رضا

تشویق   تشویق

در روزی که گذشت رضا صابردشتی متولد تشویق شد.

تشویق ربع ساعت مونده به تولدش به من خبر داد که بیا جشن گرفتم. من که نتونستم برم ولی بقیه دوستان شرکت کردند اما بدون کادو!! تشویق

 تشویقآقا رضا تولدت مبارک تشویق

  
نویسنده : مبصر ; ساعت ۸:۱٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٠ خرداد ۱۳۸٩
تگ ها :

ایرانی بودن لیاقت می خواهد

وبلاگ کانون قرآن مسجد ابوالفضل ع بوشهر

 

 

 

 

سلام و عرض ادب. روزگارتان خوش و خرم.

خانم ارغوان رضایی رو میشناسید؟ چرا ؟ مگه تو این چند روز اسمی ازش نشنیدید ؟

ایشون یه خانم تنیسوره. چند روز پیش قهرمان هم شد. یه تنیسور ایرانی الاصل که تو فرانسه زندگی میکنه.

مصاحبه جالبی روز از ایشون تو یکی از نشریات خوندم. در مورد ایرانی بودن گفته بود. گفته بود که بعضی از ورزشکاران ایرانی مقیم خارج ، اصلا دوست ندارن خودشونو یه ایرانی معرفی کنن. حتی اسم هم برده بود که توی چه رشته هایی هستن.

در مورد شرایط خودش هم گفته بود که من نمیتونم بخاطر پوششی که دارم برای ایران بازی کنم. ولی ایرانی بودن لیاقت میخواهد و من افتخار میکنم که ایرانیم.

ما هم افتخار میکنیم که ایرانی هستیم.

  
نویسنده : مبصر ; ساعت ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٤ خرداد ۱۳۸٩
تگ ها :

عصر پرتغالی

سلام. ایام به کام

چقدر رادیو گوش میدید؟ اصلا اهل رادیو هم هستید یا نه ؟

من که بیشتر رادیو رو  هنگام رانندگی گوش میدم. اون هم رادیو جوان و برنامه متنوع و آموزنده عصر پرتغالی  با اجرای دوست داشتنی آقای دوستی.

نمیخوام درباره کیفیت برنامه صحبت کنم. فقط اتفاقی که چند روز پیش در همین برنامه افتاد رو براتون تعریف میکنم.

معمولا توی تلویزیون و رادیو ، تا یه موسیقی پخش میشه ، فوری مجری برنامه شروع میکنه به تعریف و تمجید و ....

اما برنامه عصر پرتغالی یه بعدازظهری آهنگ غمگین و کسل کننده ای رو پخش کرد. از اون آهنگهایی که در اون از آسمون تیره و تار و هوای گرفته و سیاه و .... یهو آقای دوستی با اون صدای لطیفش اومد و گفت که : بابا این چه آهنگیه گذاشتید. آقای تهیه کننده محترم ، چرا در بین این همه آهنگ شاد ، اینو انتخاب کردید. بابا چرا همش از آسمون تار و بدهکاری و قسط و بدبختی و ... آهنگی بذارید که مردم دلشون باز بشه ،‌دیگه از این آهنگها رو پخش نکنید.

کلی کیفول شدم !! گفتم دمت گرم. انصافا که خوب اومدی. آدم که بیخود نباید از چیزی تعریف کنه. اون هم مجری یه برنامه ای که مشتریهای پروپاقرص خودش رو داره.

  
نویسنده : مبصر ; ساعت ٧:٥٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳۸٩
تگ ها :

هوای حرم

وبلاگ کانون قرآن مسجد ابوالفضل ع بوشهر

مشهد . خردادماه ٨٨

چه حالی میده روی این قالی های صحن امام رضا ع با خودت خلوت کنی.

با امام هشتمت دردل کنی. با خدای خودت حرف بزنی. مردم همه با خونواده نشستن و دارن دعا میکنن. بچه ها مشغول بازی کردن. خادمین راهنمایی مردم رو بعهده دارن. همه جا شلوغ. همه جا بوی خوش . همه با هم مهربون. همه مشغول زیارت.

خدا نصیبمون بکنه که همه ساله این صحنه ها رو از نزدیک ببینیم.

یعنی امسال هم پابوس اما رضا ع خواهیم بود؟

  
نویسنده : مبصر ; ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸٩
تگ ها :

کتاب

سلام و عرض ادب.

همیشه آرزوم بوده که نمایشگاه بین المللی  کتاب که برگزار میشه ، من هم یکی از بازدیدکنندگان باشم. تا به الآن که به این آرزو نرسیدیم.

به خاطر این که از کتابخوانها عقب نیفتیم ، گفتیم بریم و یه کتاب ارزون قیمتی!! بخریم و مطالعه کنیم. دریغ از یه کتابفروشی خوب توی بوشهر. تمام کتابفروشیها رو گشتم. بزرگترینش که وقتی افتتاح شد بسی خوشحال شدیم. ولی الآن از ۴ طبقه رسیده به نصف یه اتاق. یعنی ورشکست. بقیه هم که اصلا یا به روز نیستن یا اینکه درآمدشون به نوشت افراره و ... کنارش هم کتابی میفروشن. و یا اینکه کتاب رو جوری صف دادن که وقتی کتابی رو خواستی باید حتما بخری و گرنه فروشنده یه چیزی بارت میکنه.

بالاخره یه کتابفروشی دست دومی پیدا کردیم و کتابی به اسم (( قرن من ))  رو خریدم. روی جلد کتاب هم نوشته شده بود (( تقدیم به تو که حضورت گرمابخش زندگیم شد!!!)) تا همسرم اینو دید نگاهی به من کرد و منم گفتم بخدا از کتابفروشی دست دوم خردیدم و شکر خدا بخیر گذشت.

کاش نمایشگاهها رو هر سری توی شهرهای مختلف برگزار میکردن. البته سخته. ولی چیز نشد نداره. شاید ار بار ترافیک تهران هم کم بشه و دعایی هم جون ما کردن.

مسئولین عزیز بوشهر. خداییش بوشهر از لحاظ فرهنگی ، کم کاری در اون زیاده. همت کنید و بوشهر رو تکونی بدید. چرا نباید یه کتابفروش خوب و ترو تمیز و بزرگ و به روزی داشته باشیم؟ ناسلامتی بزرگترین دانشگاه خاورمیانه تو بوشهره.

خلاصه خوش بحال شما تهرونیها. همه جور تفریح دارین. نمایشگاههای قرآن و الکامپ و کتاب و ماشین و ... خوش بحال روزگار.

پاینده باشید.  s.a.h

  
نویسنده : مبصر ; ساعت ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٧ اردیبهشت ۱۳۸٩

← صفحه بعد صفحه قبل →