یا وجیها عندالله   اشفع لنا عندالله
دیشب توی مسجد مثل هر سه شنبه شب دیگر دعای توسل برگزار شد. بعد از نماز جماعت و دعایی برای مریضان ، مداح اهل بیت که چند وقتی است که با صدای گرم خودش مجلس رو صفا میده مشغول خواندن دعا گردید. چه صفایی داره وقتی داری با خدای خودت حرف می زنی. چه قدر خوبه که قدر جوونی خودمون رو بدونیم و برنامه روزانه زنگیمون رو طوری تنظیم کنیم که لااقل هفته ای یکبار هم که شده توی این مراسمها شرکت کنیم. تا کی باید بگیم وقت نداریم. یک وقت چشم باز می کنیم و میبینیم که گرد پیری روی صورتمون افتاده یا اینکه بر اثر حادثه ای از پا افتاده ایم و توان راه رفتن رو هم دیگه نداریم.

چرا بعضی از ماها موقع گرفتاری خدا رو یاد می کنیم و شروع به توسل به ائمه میشیم؟ می دونید موقعی که شاد و سرحال هستیم و بدنی سالم داریم ، دعا خوندن چه لذتی داره؟ چرا خیلی از جوانان و نوجوانان موقع دعا که میشه مسجد رو ترک می کنند؟ خدا وکیلی حیف نیست؟حیف این فرصتها نیست که داره مفت از دست میره؟ انسان توی زندگی به همه چیز احتیاج داره، از ورزش بگیرید تا خوردن و تفریح و مسافرت و  ....... همه اینها موقعی دلچسبه که روحیه ای شاد و بدنی سالم داشته باشیم در غیر اینصورت لذتی نخواهیم برد.

پس تا خدای نکرده مشکلی برایمان پیش نیامده، طوری برنامه ریزی کنیم که بتوانیم در این مراسمها شرکت کنیم و دعایی برای خود ، خانواده و همه مردم خونده باشیم.

التماس دعا