آشنایی با قرآن 4
شان نزول
شان نزول، یعنى شناختن موقعیت و مناسبتى که در آن آیات، نازل شده است. این شناخت، به ما کمک مىکند که آیات و معارف آنها را بهتر و دقیقتر درک کنیم، انگیزه و حکمت تشریع بعضى از احکام را بدانیم و آیاتى که مفاهیمش کلى است، مصداقهاى جزئى و خاص آنها را هم بشناسیم.
داناترین قرآنشناس، به این اسباب نزول، امام على(ع) است که خود فرموده است: «هیچ آیهاى نازل نشده مگر اینکه مىدانم که درباره چه کسى، و کجا و کى و به چه مناسبتى نازل شده. خداى من، به من قلبى با ادراک و زبانى گویا بخشیده است.»
و نیز فرموده است: «قرآن در سه بخش نازل شده است. یک سوم آن درباره ما و دشمنان ما است. یک سوم دیگر، سنتها و مثلهاست. و یک سوم هم، فریضهها و احکام و قوانین است.» این، یک تقسیمبندى کلى نسبت به محتواى قرآن کریم است.
تفسیر قرآن
تفسیر بمعناى روشن ساختن و پرده برداشتن از روى یک چیز است. علم تفسیر، یکى از علوم مهم اسلامى مربوط به قرآن است. علمى است که براى ما کشف نقاب و پرده از چهره الفاظ و آیات قرآن مىکند و ما را به فهم مفاهیم واقعى قرآن و مراد خداى تعالى نزدیک مىسازد.
تفسیر، یا در مورد الفاظ مشکل و غیر مانوس است که موجب ابهامهائى در فهم معنى آیه یا آیاتى مىشود، یا اینکه مواردى بصورت مجمل و مختصر بیان شده که احتیاج به توضیح و تفصیل و تشریح دارد. بزرگترین مفسران قرآن، ائمه اهلبیت(ع) مىباشند که خانهزاد قرآن و پرورش یافته مکتب وحىاند و از سرچشمه، آب نوشیدهاند و علمشان خدائى است.
در تفسیر قرآن، شیوههاى گوناگونى وجود دارد که یکى از آنها، تفسیر متکى به احادیث استیعنى در فهم مراد از آیه، به روایاتى که از ائمه نقل شده، اعتماد مىشود. و شیوه دیگر، و تفسیر قرآن به قرآن است یعنى از کنار هم گذاشتن آیات مشابه و جمعبندى از آیات در زمینه خاصى، به روشن کردن معناى آیه مىپردازند و با استناد به برخى آیات کلیدى در فهم معارف قرآن و شاخص قراردادن آنها مراد آیات دیگر را (حتى آیات متشابه را) بدست مىآورند. و این دقیقتر و عمیقتر از صرف کنار هم گذاشتن آیات، و نتیجهگیرى از جمعبندى آنهاست، که مرحوم علامه طباطبایى در «المیزان» بر این اساس تفسیر کردهاست و به عنوان نمونه، تفسیر برهان و تفسیر نور الثقلین، از تفسیرهاى حدیثى است. و شیوههاى دیگرى هم در تفسیر قرآن وجود دارد.
تفسیر به راى
طبق روایات زیادى، از «تفسیر به راى» نهى شده و به کسى که تفسیر به راى کند وعده آتش دوزخ داده شده است.
تفسیر به راى آن است که انسان، قرآن را بر اساس نظریات شخصى خود، آنگونه که مىپسندد، آنطور که دلش مىخواهد و مورد نظرش است تفسیر و معنى کند و قرآن را بر آراء شخصى خود تطبیق دهد و عقیده شخصى خود را به قرآن تحمیل کند. یعنى بجاى آنکه شاگرد قرآن باشد و به پیام قرآن گوش دل بسپارد و هرچه از قرآن برمىآید آن را بپذیرد (چه در زمینه عقائد، چه احکام و غیره...) بخواهد که به زور معنائى را به قرآن نسبت دهد و مایل باشد که از قرآن اینگونه مطلب بدست آید، به تعبیر علامه طباطبایى، رسوبات ذهنى و پیشداورىهاى خود را در فهم معنى آیات، دخالت بدهد; و دنبالهروى و پیروى از قرآن را رها کند... این گونه برخورد با قرآن، شیوه قلبهاى بیمار و اندیشههاى ناسالم است و سر از التقاط درخواهد آورد و حرام و ممنوع است.
نظرات ()
