چند شب پیش داشتیم میرفتیم مهمونی خونه اقوام تو یکی از خیابونها و کوچه های اصلی شهر. با خونواده هم بودیم. از دور دیدم دو نفر کنار هم نشستن و حرکات مشکوکی میکنن. نزدیکتر که شدم صحنه ای وحشتناک رو دیدم. چنان وحشتناک که خونواده در واقع فرار کردن. اونا در حال تزریق بودن. چنان سرنگ رو در پا و کمر و دست خودشون فرو میبردن که منم فرار کردم از ترس. به ١١٠ زنگ زدیم. نمیدونم اومدن یا نه. میخوام بگم که چه جراتی پیدا کردن و به چه منجلابی گرفتار شدن که در ملأ عام اینچنین میکنند.

خدا قوت میگم به مأمورین نیروی انتظامی و تبریک این هفته رو. زحمت زیادی میکشن برای مردم. شاید اگه تعداد مأمورین بیشتر باشه این صحنه ها هم کمتر دیده بشه. واقعا توی کوچه پس کوچه ها خیلی این موارد رو میتوان دید.