فاطمه یک زن بود، آنچنان که اسلام می خواهد زن باشد.تصویر سیمای او را پیامبر خود رسم کرده بود و او را در کوره های سختی و فقر و مبارزه و آموزشهای عمیق و شگفت انسانی خویش پرورده و ناب ساخته بود.

وی در همه ابعاد گوناگونِ " زن بودن" نمونه شده بود. مظهر یک دختر در برابر پدرش، مظهر یک همسر در برابر شویش، مظهر یک مادر در برابر فرزندانش، مظهر یک زن مبارز و مسئول در برابر زمانش و سرنوشت جامعه اش.

او با طفولیت شگفتش، با مبارزه مدامش در دو جبهه داخلی و خارجی، در خانه پدرش، خانه همسرش، در جامعه اش، در اندیشه و رفتار و زندگیش، چگونه بودن را به زن پاسخ می داد.

او در کنار علی تنها یک همسر نبود. علی در او بدیده یک دوست، یک آشنای دردها می نگریست و همدم تنهایی هایش. ا

ین است که علی او را به گونه ای دیگر می نگرد و هم فرزندان او را. از همان آغاز فرزندان خویش را که از فاطمه بودندبا فرزندان دیگرش جدا می کند.

 اینان را " بنی علی"  و آنان را   " بنی فاطمه "   می خواند.

خواستم بگویم فاطمه دختر خدیجه است           دیدم که فاطمه نیست

خواستم بگویم فاطمه دختر محمد است            دیدم که فاطمه نیست

خواستم بگویم فاطمه همسر علی است           دیدم که فاطمه نیست

خواستم بگویم فاطمه مادر حسین است            دیدم که فاطمه نیست

خواستم بگویم فاطمه مادر زینب است               باز دیدم که فاطمه نیست

نه اینها همه هست و این همه فاطمه نیست.

                                      فاطمه فاطمه است.

 

                                                                          دکتر علی شريعتی