جان آدمها برابر نیست

پنجشنبه شب سری زدم به شهر کتاب بوشهر. کتابی  که تعریفش رو زیاد شنیده بودم خریدم. بازی عروس و داماد به نویسندگی بلقیس سلیمانی. داستانهایش به دلم نشست. این یکی رو انخاب کردم برای پست امروزم:

شب یلدا

وقتی فهمید چه کسی قاتل زنش است ، همه خشمش یکجا فرو نشست. زن پزشک زیبا ، خانواده دار و دوست داشتنی اش را یک ولگرد معتاد کشته بود. همان جلسه اول دادگاه ،قاتل را بخشید. در پاسخ دیگران گفت : جان آدمها برابر نیست و این توهین به مرده زنش است که به ازای جان او ، این مردک را بکشد. همان شب به آیینی ترین شکل ممکن ، خودش را کشت.

  
نویسنده : مبصر ; ساعت ٧:٤۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۳٠ آذر ۱۳۸٧
تگ ها :