شب پنجم و ششم محرم

این هم کفشهای عده ای از بچه های هیئت
السلام علیک یا ابا عبدالله. عزاداری شما قبول. شب جمعه منزل آقای انصاری بودیم. از نوع اسماعیل اون. اصلا مراسم خونه اسماعیل یه جور دیگه ای بود. خیلی صفا داشت. اصلا همه چیزش خوب بود. اصلا پذیراییش خیلی بهتر بود.!! میدونید چرا؟ نه خدا وکیلی نمیدونید؟ آخه خونه پدر خانم خودم بود دیگه.!!!!
تلاوت آیاتی از کلام الله مجید توسط دوست عزیز جناب آقای ابطحی. سپس زیارت عاشورا با صدای آقای سلیمانی فرمانده محترم پایگاه مقاومتمون. و بعد هم عزاداری و سینه زنی.
آقای آیت هم دیشب خیلی صحبتهای جونداری داشت. سکوت عجیب همراه با یه خورده همهمه بچه ها. در مورد گناه. میشه گفت در مورد ادب. گوش دادن به موسیقی. و لپ کلام اینکه ما خیلی چیزها رو میدونیم ولی خودمون رو زدیم به نفهمی!!! کلاهی بزرگ داریم سر خودمون میذاریم.
پذیرایی هم ساندویچ کالباس و نوشابه!!!. خودمونیما کالباس تا حالا حرف اول رو زده.!!!
علی ناظری رفیق عزیزم هم نزدیک بود دیشب بخوره زمین. به درب آشپزخانه تکیه داده بود که یهو در باز شد ، اومد خودشو بگیره که نیفته، افتاد روی غلام زارعی. خدا رحمش کرد.!!
شکر خدا استقبال بچه ها عالیه. خدا کنه که نهایت استفاده رو ببرن. مجلس همه جوون و نوجوون. بزرگترهای مجلس هم تاج سر ما.
********************************************

دیشب منزل آقای بیخوف بودیم. ( جمعه شب ). آقا کاظم اومد گفت که آقای سلیمانی تماس گرفته و گفته که امشب آقای ابطحی رو نداریمش. ناراحت شدم. حیف بود که مراسم بدون قاری بمونه. ولی گفت که به دوستم آقای خوشبخت زنگ زدم که امشب بیاد. شکر خدا آقای خوشبخت خودشو رسوند و الحق که ایشون هم از نعمت صدای خوبی برخوردار بودن. لذت بردیم.
مراسم دیشب بصورت مشترک برگزار شد. آقای ناظری و بیخوف متقبل شده بودن. اجرشان با ابا عبدالله.
میان وعده پذیرایی هم یونیکا و کیک فنجونی بود.
آقای سلیمانی هم زیارت عاشورا رو خوند. عادت کردیم دیگه به صدای آقای سلیمانی و شعرهای پرباری که میخونن.
سینه زنی هم کردیم. یه لحظه ریتم سینه به هم خورد که مداح و من میدون دار با حواس جمعی!!! سینه زنی رو به حالت عادی برگردوندیم.
دیشب سخنرانی به پرسش و پاسخ کشیده شد. در مورد زندگی راحت و اینکه مثلا غربیها و کسانی که نماز نمیخونن و .... خیلی مواقع بهتر از ما زندگی مییکنن. اینجا خیلی بحث بالا کشید. آقای آیت فرمودن که اینها نتیجه یه کار خوبیه که انجام دادن و در همین دنیا خداوند هم به اونها همه چیز داده ولی در آخرت مشکل دارن.
ایشون گفتند که غربیها یه مورد مثبت هست که به دادشون رسیده و اون هم رفتار اجتماعی بسیار بالا و خوبی که دارند. و گرنه خدا میدونه که چه به سرشون میومد.
خلاصه دیشب مجلس خوبی بود. با یه ساندویچ کالباس و نوشابه!!! مراسم تموم شد و خداحافظی کردیم برای شب بعد.
راستی عجب سرمایی شده بوشهر. یخ کردیم.!!
************************************
روز پنجشنیه خبر بدی رو شنیدم. اینکه یه نفر در ... 70 جلد قرآن رو آتیش زده. چند وقتیه که اتفاقات اینجوری زیاد شنیدم. کسانی که ادعای امام زمان میکنن و .....نمیدونم چی بگم؟ چرا بعضی ها اینجوری دارن مردم رو بیراه میکنن. چرا یه نفر باید بیاد و قرآن رو آتیش بزنه؟ چرا؟ از روزی میترسم که دیگه این مسائل عادی بشه و مردم هم بیخیال بشن. خدا نکنه. باید جلوی این کارها رو بگبریم. باید جلوی خرافات رو گرفت.
نظرات ()
