شب هشتم محرم

عاشورا  محرم

این هم از نوع سنت شکنی!!

عکس1     عکس2     عکس3     عکس4     عکس5    

 عکس6     عکس7     عکس8        

یکشنبه شب مراسم منزل آقای باشیوش بود. مثل همیشه نیم ساعت زودتر از بقیه رفتیم. همین جور سرمون رو انداختیم و رفتیم داخل!!!. دانیال زنگ زد که بابا کجایید؟ چرا نمیاین؟ غافل از این که ما تو خونشون بودیم و داشتیم وسایل رو آماده می کردیم. جا خورد تا ما رو تو خونه دید.

آقای ابطحی مثل همیشه سر موقع اومد. آقا دانیال هم زحمت کشیده بود و رحل و قرآن به اندازه کافی گذاشته بود. زیارت عاشورا رو خوندیم و عزاداری هم کردیم.

نوبت رسید به پذیرایی اول. موز و کیک فنجونی و شیر کاکائو. به من گفتن که حاج آقا با تاخیر میاد. میکروفون رو بردار و مستمعین رو به فیض برسون!!. ما هم که از خدا خواسته. شروع کردیم به ایراد بیانات همیشگی خودمان و یه خورده از وقت گذشت. حاج آقا هم رسید و سخنرانی رو آغاز کرد. کار به پرسش و پاسخ کشیده شد.

جلسه خیلی خوبی بود. پربار. جلسات پرسش و پاسخ همیشه خوبه.

آخر شب هم رفتیم محل استراحت آقای آیت. کمی هم با هم گپ زدیم. پسته هم خوردیم. پسته ای بسیار خام.!! 

  
نویسنده : مبصر ; ساعت ۸:۱٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٦ دی ۱۳۸٧
تگ ها :