شب هشتم محرم

این هم از نوع سنت شکنی!!
یکشنبه شب مراسم منزل آقای باشیوش بود. مثل همیشه نیم ساعت زودتر از بقیه رفتیم. همین جور سرمون رو انداختیم و رفتیم داخل!!!. دانیال زنگ زد که بابا کجایید؟ چرا نمیاین؟ غافل از این که ما تو خونشون بودیم و داشتیم وسایل رو آماده می کردیم. جا خورد تا ما رو تو خونه دید.
آقای ابطحی مثل همیشه سر موقع اومد. آقا دانیال هم زحمت کشیده بود و رحل و قرآن به اندازه کافی گذاشته بود. زیارت عاشورا رو خوندیم و عزاداری هم کردیم.
نوبت رسید به پذیرایی اول. موز و کیک فنجونی و شیر کاکائو. به من گفتن که حاج آقا با تاخیر میاد. میکروفون رو بردار و مستمعین رو به فیض برسون!!. ما هم که از خدا خواسته. شروع کردیم به ایراد بیانات همیشگی خودمان و یه خورده از وقت گذشت. حاج آقا هم رسید و سخنرانی رو آغاز کرد. کار به پرسش و پاسخ کشیده شد.
جلسه خیلی خوبی بود. پربار. جلسات پرسش و پاسخ همیشه خوبه.
آخر شب هم رفتیم محل استراحت آقای آیت. کمی هم با هم گپ زدیم. پسته هم خوردیم. پسته ای بسیار خام.!!
نظرات ()
