اعتماد کنیم یا نه؟

صبح زیبای دل انگیز چهارشنبه بخیر. دیشب با دو تا از رفقا توی دفترمون نشسته بودیم و کم کم داشتیم آماده رفتن میشدیم. جاتون سبز داشتیم کیک هم میخوردیم که یه آقای باشخصیت و خوش هیکل و گردن کلفت در رو باز کرد و با خوشرویی و متانت وارد دفتر شد. برخوردش چنان مودبانه و متین بود و چنان خودمونی که حالا من فکر کردم که ایشون با رفقام آشنایی داره و رفقا هم فکر کردن یکی از دوستان چندین و چند ساله منه!!!!!
خلاصه یه کم هم از کیک ما رو خورد و رسید به اصل مطلب. بعد از کلی تعارفات معمولی ما ایرانیان ، گفت که خاننم تو بیمارستانه و ١٢ هزار تومان پول میخوام. نگاهی به هم انداختیم و هیچ دیگه. جیب همه ما خالی و ایشون هم خیلی مودبانه خداحافظی کرد و رفت.
خداوکیلی شما جای ما بودید چکار می کردید؟ پول بهش میدادید ؟ منصفانه قضاوت کنید.
از این موارد قبلا هم برام اتفاق افتاده. سال قبل یه آشنایی اومد سراغم و تقاضای 80 هزارتومان پول کرد. ضجه زد. ناله کرد. من هم با خودم گفتم مگه ما مسلمون نیستیم. مگه انسان نیستیم. به اون خدایی که میپرستید هیچ نداشتم. با حقوق 180 هزار تومان رفتم سراغ تعاونی محل کارم. گفتم داری 80 هزار تومان قرض بدی تا سر برج؟ یارو هم چک 100 تومانی بهم داد و من هم همون 100 هزار تومان رو بهش دادم و قرا شد دو هفته دیگه تحویل بده.
حالا بیش از یکسال گذشته و یارو فراریه. نفهمی و نادونی و.خ....کردم. قید پول رو زدم ولی گفتم دیگه تکرار نمیکنم.
از این نادونیها دو مورد دیگه هم داشتم. البته اینها رو نباید بگیم نادونی باید گفت کار خیر و ثواب. ولی چرا جواب محبت رو اینجور میدن ؟ ما رو چه فرض میکنن ؟ چرا با این کارشون باعث شدن که دیگه ما کوچکترین کمکی به کسی نکنیم؟ شما بگید.
چه روزگار خرابی شده. سوء استفاده از همدیگه. تا کی ؟ خدایا خودت میدونی که نیت بنده و امثال بنده خیره و خداییش همیشه دوست داشتم!!!! که تو چنین مواقعی کم نذارم. ولی نخواهم کرد. بخاطر رفتار همین نا..... روزگار.
نظرات ()
