یکبار دیگه فرارسیدن سال 88 رو به همه شما عزیزان تبریک و تهنیت عرض میکنم.

دوستان بزرگوار به ما مرتب پیام میفرستن که چرا اسم وبلاگتون قرآنیه ولی از قرآن کمتر مینویسید. باید عرض کنم که راستش رو بخواهید قرآن و درسی که قرآن به ما میده اینقدر عظیمه ، و ما هم اینقدر عمل نمیکنیم .......   همین دیگه. کاش همیشه حرفمان با عملمان یکی بود.

و این هم موضوعی که در قرآن بسیار تاکید بر آن شده

امروز میخوام در مورد صداقت یه کم با هم گپ بزنیم. صداقتی که با وجود تاکید قرآن و ائمه بر اون ، کم کم داره رنگ و بوی خودش رو از دست میده.

اختلافات خانوادگی ، از بین رفتن رفاقتها ، دعوای همسران و ... همه از نبود گوهری است بنام صداقت. محال است کسی که در دوستی ، نصیحت دیگران ، و مهمترین آن که ایمان است صداقت داشته باشد ، با مشکلی مواجه شود.

و قرآن می فرماید که : کونوا مع الصادقین.

یکی از بارز‌ترین نشانه‌های شخصیت انسانی صدق و راستی است که هر‌گاه با امانت همراه باشد مجموعه‌ی شخصیت انسان را نشان می‌دهد.

حال چرا بعضی از ما !!!! تاکید کنم بعضی از ماها!!  اینچنین نیستیم. چه بر سرمان آمده. چه عواملی باعث شده که در زندگی صادق نباشیم. مگر نه سفارش قرآن و پیامبران و گذر تاریخ همه و همه راه راست رو به ما نشان داده اند.

قصد بنده نصیحت و اندرز نیست. میخوایم ریشه یابی کنیم. با کمک همدیگه. علت چیه؟ مقصر کیه؟ چند مورد برای خودم پیش اومده که تو شرایطی بودم که راستی رو گذاشتم کنار. چون دیدم که در همون لحظه افراد بقول خودمون زیرک و باهوش!!! با دروغ و کلک چطور خودشون رو کنار کشیدن و فردی که میخواد صادق و رو راست باشه ، چطور گیر میفته.

این ضعفه. یه ضعف بزرگ. تازه بعضی موقع هم ، کسانی که ریگی به کفش دارن از احترام بیشتری برخوردارن. اینو دیگه هیچ کس نمیتونه تحمل کنه. این شربیط بوجود میاد که صداقت فراموش خواهد شد و جای خودش رو با ریا و دروغ عوض خواهد کرد.

باصادقین باشید. قرآن میفرماید. ولی ما با صادقین بوده ایم؟ طعم و لذت با صادقین بودن رو چشیده ایم؟

ای جان فدای آن که دلش با زبان یکی است.