شایعه و ..
میگن که روزی فیلسوف بزرگی نزد سقراط اومد و گفت: می دونی درباره یکی از شاگردانت چه شنیده ام؟ سقراط گفت که لحظه ای صبر کن. آیا تو مطمئنی آنچه را می خواهی بگویی حقیقت دارد.
مرد پاسخ داد: نه ، تنها در موردش شنیده ام. سقراط دو باره پرسید : آیا آنچه را میخواهی بگویی خبر خوبی است ؟ مرد گفت : نه برعکس خبر بدی است.
سقراط ادامه داد : پس می خواهی خبری بد در مورد شاگردم که حتی در مورد آن مطمئن نیستی بگویی ؟ مرد کمی دستپاچه شد و شانه ای بالا انداخت. سقراط باز هم پرسید که آنچه در مورد شاگردم می خواهی به من بگویی سودمند است؟ مرد پاسخ داد : نه واقعا ....
سقراط در آخر گفت: اگر میخواهی به من چیزی بگویی که نه حقیقت دارد و نه خوب است و نه حتی سودمند است پس چرا اصلا آنرا به من میگویی؟
---------------------------------------------
(( نکات اخلاقی زیادی در این چند جمله آمده بود که خدا میدونه که ما چقدر اینها رو رعایت میکنیم.))
نظرات ()
