نان حلال کجای زندگی ما قرار داره؟

ایام به کام. در قرآن و سخنان ائمه و بزرگان دین تاکید فراوانی به خوردن نان حلال شده. همون نانی که قراره بیاریم پای سفره و زن و بچه هامون نوش جان کنن.

سوار تاکسی میشی کرایه تاکسی رو دو برابر میگه ، میری آرایشگاهها و با وجود اینکه نرخها همه اعلام شده ، هر کس برای خودش کلاسی میزاره و نرخی اعلام میکنه که حرف برات نیاد.

می خوای بری وسیله ای برای خونه بگیری ، شروع میکنه به تعریف و تمجید. وقتی اومدی خونه می بینی که جنس بنجله.

میری مثلا میوه بسته بندی بگیری میبینی که زیر اون تمام میوه های خراب گذاشتن.

جنسی رو قیمت میکنی و میخری و یه مغازه بالاتر که رفتی بعد میفهمی که سرت کلاه رفته و دوبرابر قیمت پول دادی.

و خیلی موارد دیگه....

جالب اینجاست که همه هم ادعای مسلمانی و دعا و نماز و روزه هم داریم. حالا تو هم مثلا زرنگی کردی و سر طرف رو کلاه گذاشتی. خب که چی ؟ چی رو می خوای ثابت کنی؟ به کجا میخوای برسی ؟ شاهکار کردی؟ یا میخوای بگی که من هم مثل مردم. همه دارن میخورن من هم یکیش. مگه اونایی که خوردن چی شدن؟

بعد هم توقع داریم زندگیمون بر وفق مرادمون باشه. من دیدم. به چشم خودم حرومخوری رو دیدم. عاقبت طرف رو هم دیدم که به چه فلاکتی افتاده. شما هم حتما دیدید. موقعی گرفتار شده که دیگه هیچ کاری نمیتوان کرد.

مواردی که ذکر کردم شامل مردم نیست! خودمون هم باید احتیاط کنیم. مواظب باشیم. گیر نیفتیم.آدم باید همیشه تو زندگیش سربالا راه بره. محکم و استوار. جوری زندگی کنه که هیچ وقت در بین مردم انگشت نما نشه.

متاسفانه نمیدونم چرا اینجور شدیم؟ هر چه فکر میکنم دلیلش رو هم نمیدونم.

  
نویسنده : مبصر ; ساعت ٩:۱۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٢ شهریور ۱۳۸۸
تگ ها :