دیرو پسین هی سی خم تو کیچه قدم میزدم ٬ گفتم سری هم به مسجد بزنم. رفتم دیدم مجتبی خرمایی و باقر جمالی هی چی سی شو اماده میکنن. یه دفعی باقر سی مو گفت که موبایلت باتن. گفتم ها سی چه؟ گفت در بیار سیلش کن بینیم. موبایلم در اوردم دیدم که پاکی آنتین نمیده. سیلشو کردم یهو زدن زیر خنده. سیل تو مسجد کردم دیدم که ها. مسجد ما هم به تکنولوژی روز رسیده. دسگهی نادن که موبایلا آنتین ندن.
شو که اومدم مسجد٬ دیدم که تمام بچه ها حسابی حالشو گرفته. خیلی دلم خش شدا. از بس که ای موبایلا زنگ میخوردا اعصاب آدم خرد میشد. دستو درد نکنه. کار خشی کردین. دلم سی ای بچه ها خیلی سخت. آخه همش گرفتار بولوتوث بازی و مسیج بازی بیدن. جاتو خالی. چهره بچه ها خیلی دیدنی بید.

از اینجا تهرانی بخوانید!!!!

حسن فرشید با ۲ عدد تلفن همراه٬ به نشانه اعتراض در کوچه ایستاده بود. سعید خورده بین با اعصابی داغان دور خودش می چرخید. حسین دوانی هم که بدتر از همه. قیافه حسین از همه دیدنی تر بود. سلمان محمدی با آن سرماخوردگی٬ از این قضیه بسیار افسرده شده بود. نوجوانان مسجد همه فکر می کردند که گوشی همراهشان خراب شده و دنبال بهانه ای برای خرید گوشی بالاتر. سید محسن هاشمی از شدت ناراحتی بسیار قرمز شده بود. و چهره خوشحال و بشاش حاضر در بین همه٬ کسی نبود جز آقا مجتبی خرمایی٬ که الحق از دست سروصداها آسوده شده بود. همه توی آبدارخانه جمع شده بودند. ایمان زنده بودی هم بود. انگار که فاجعه ای رخ داده باشد.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

فرهنگ لغات

دیرو=دیروز              پسین=بعد از ظهر             سی خم= برای خودم

کیجه=کوچه            چی سی شو=چای برای شب          سیلش کن=نگاه کن

دستگهی=دستگاهی           نادن=گذاشتن         خش شد=خوشحال شدم

دستو=دستتان        خشی=خوبی