عرب ها ساكن سرزمين عربستان هستند . آنان در گذشته به صورت قبيله اي زندگي  مي كردند . يكي از مهمترين قبايل عرب ، قبيله قريش بود. گروهي از عرب ها در صحرا و گروه ديگر آن ها نيز در شهر زندگي مي كردند . مكه ، يثرب و طائف شهرهاي بزرگ عربستان بودند كه در ناحيه حجاز قرار داشتند . ساكنان شهرها به تجارت و كارهاي مربوط به آن مي پرداختند . آنان كالاهايي را كه از هند به يمن آورده بودند، به شام مي بردند و به فروش مي رساندند . شهرهاي مكه و يثرب در مسير اين كاروان هاي تجارتي قرار داشتند .

از ميان نخستين پيامبران الهي حضرت هود (ع) و حضرت صالح (ع) به ترتيب در جنوب و شمال عربستان مبعوث شده بودند . حضرت هود قوم عاد را به ترك خوشگذراني و ستمگري فرا خواند ، اما عده اي به مخالفت با  او برخواستند و به آزار و اذيت او و پيروانش پرداختند . اين عده سرانجام دچار عذاب الهي شدند و از بين رفتند .

حضرت صالح(ع) در ميان قوم ثمود كه در شمال عربستان زندگي مي كردند ، به پيامبري تعيين شد . قوم ثمود نيز وضعي مشابه قوم عاد داشتند و جز اندكي از آنان ، بقيه حاضر به ترك بت پرستي و ستمگري نشدند . به همين دليل نيز با عذاب الهي از بين رفتند .

بعدها اديان ديگري نيز به عربستان راه يافتند كه مهم ترين آن ها دين هاي يهود ، مسيحيت و زرتشتي بودند .حضرت ابراهيم نيز مدتي را در مكه و عربستان به سر برده بود . به همين دليل گروهي نيز پيرو دين او شده بودند . با گذشت زمان تعدادي از عرب ها بت پرست شدند . آن ها بت هايي كه از سنگ و چوب و ساير چيزها ساخته بودند مي پرستيدند و حتي خانه ي كعبه را كه حضرت ابراهيم محل پرستش خداي بزرگ قرار داده بود به بت خانه تبديل كردند . در چنين شرايطي بود كه اسلام ظهور كرد .

حضرت محمد(ص) در شهر مكه به دنيا آمد . او دوران جواني خود را در مكه گذرانيد . مردم مكه كه درست كاري حضرت محمد(ص) را ديده بودند به او لقب امين داده بودند .

محمدامين ياور ستم ديده گان بود و به ضعيفان و فقيران كمك مي كرد . در 20 سالگي او و عده اي از جوانان مكه با هم پيمان بستند كه به ستمديدگان كمك كنند .

شهرت او به امانت داري و درستكاري باعث شده بود تا خديجه سرمايه ي خود را براي تجارت در اختيار او قرار دهد . خديجه زني پاك دامن و محترم بود و همين صفات پسنديده ، زمينه ي ازدواج او با محمد را فراهم كرده بود . تولد حضرت فاطمه زهرا(س) ، بانوي بزرگوار اسلام از نتيجه اين ازدواج بود

حضرت محمد يك ماه از هر سال را براي تفكر و عبادت به غار حرا مي رفت ، سرانجام در همان جا  خداوند او را به پيامبري مبعوث كرد . در  آن هنگام ، پيامبر 40 ساال داشت . او از جانب خدا مأمور شد تا مردم را به پرستش خداي يكتا و دست برداشتن از بت ها ، ايمان به روز رستاخيز و قبول پيامبري خود دعوت كند .

اولين كساني كه در همان آغاز ايمان آوردند ، حضرت علي (ع) پس عموي پيامبر و حضرت خديجه (س) همسر ايشان بودند .

رسول گرامي اسلام پس از آن كه به رسالت مبعوث شد ، تا سه سال مردم را به طور پنهاني به دين اسلام دعوت كرد .  در اين مدت عده ي كمي از مردم مكه به او ايمان آوردند . پس از آن خداوند آن حضرت را مأمور كرد تا دعوت خود را آشكار سازند و پيش از همه ، اقوام و خويشانش را به پرستش خداي يگانه و ترك  بت ها دعوت كند .

پس پيامبر اسلام اقوام و خويشان خود را در يك جا گرد آورد و با آنان سخن گفت . او در سخنان خود آن ها را به دوري از شرك و بت پرستي و اطلاعت از فرمان خداوند دعوت كرد و فرمود : هر يك نخست ايمان بياورد ، برادر و جانشين من خواهد بود . به نوشته مورخان از آن جمع ، تنها علي(ع) ايمان قلبي خود را آشكارا بيان كرد و پيامبر(ص) نيز او را به عنوان جانشين خويش معرفي نمود . پس از اين واقعه پيامبر به ياري خداي بزرگ به تبليغ اسلام پرداخت و به تدريج بر تعداد مسلمانان افزوده مي شد .

بيش تر مخالفان اسلام ، يعني اشراف قريش كه برده دار و ستكگر بودند ، از پيشرفت اسلام احساس خطر مي كردند . زيرا مي دانستند كه اين دين الهي مخالف ظلم و ستم است و بر اساس تعاليم آن    برده اي چون بلال حبشي با ساير مردم تفاوتي ندارد .

مشركان براي جلوگيري از گسترش اسلام كوشيدند با فريب كاري و دادن انواع وعده ها رسول خدا را از ادامه ي دعوتش باز دارند اما پيامبر وعده هاي آن ها را نپذيرفت و با ايمان استوار به راه خود ادامه داد . از آن پس مشركان به آزار و اذيت مسلمانان پرداختند .

با وجود آزار مشركان ، رسول خدا و مسلمانان با صبر و بردباري به تبليغ اسلام ادامه دادند . پيامبر آيات قرآن را براي مردم مي خواند و تعاليم اسلام و احكام الهي را به آنان عرضه مي كرد .

در نتيجه ي اين تلاش ها روز به روز به تعداد مسلمانان افزوده مي شد . حضرت محمد مانند فقيران زندگي مي كرد . هيچ وقت قوت غالبش نان گندم نبود و نتوانست يك روز از نان گندم سير شود . كفش هاي خود را وصله مي زد . رخت خوابش يك تكه حصيري بود . روزه خود را با خرما  و اگر خرما نبود با آب افطار مي كرد .                

 

 

محقق :آقای زنگويي   آقای زنگویی در حال خواندن مقاله      25/1/85

توضيحات مدير وبلاگ:از دوست عزيزمان آقای زنگويی که مقاله بالا را آماده و در شب ميلاد رسول اکرم در مسجد قرائت نمود تشکر و قدردانی می نماييم.انشالله بصورت هفتگی يادداشتهای اعضا در وبلاگ مبصر قرار می گيرد.دوستان حتما در قسمت نظرات پيامهای خود را مرقوم نمايند.

با تشکر