به نام خداوندگار متعال

به نام خدایی که ما را در اول جوانی با مسجد آشنا کرد. به نام خدایی که راهی را به ما نشان داد که اگر این راه نبود، آخر و عاقبت ما و گذران جوانی ما معلوم نبود به کجا ختم می شد.

فراموش نخواهم کرد محبت کسانی را که اولین بار ما را با مسجد آشنا نمودند. همان عزیزانی که به واسطه کلاسهای قرآن، تدارک اردوها، برنامه های ورزشی و ... مسیری را به ما نشان دادند، که شکر خدا هنوز نیز ادامه دارد.  و اما ؛

جوابیه مقاله انتقادی آقای پورحمزه در نشریه وصال شماره ۷ فروردین ۸۷

موضوع: بی اعتنایی بعضی از جوانان نسبت به صفوف نماز جماعت

دوست عزیزم پورحمزه از بچه های ناز و باظرفیت و مؤدب مسجدمونه که تمای بچه ها با صفات او آشنایی کامل دارند. همه ما میدونیم که مسجد جایی است برای عبادت و همچنین باخبر شدن از احوال یکدیگر و نمونه ای از بوجود آمدن اتحاد بین مردم. شرکت در نماز جماعت ثواب بسیار دارد، ولی آیا اگر کسی نتواند یا نخواهد در نماز جماعت شرکت کند گناهی کرده است؟ اینکه بعضی ها بعد از نماز مغرب و عشا وارد مسجد می شوند دیگر چه صیغه ای است؟این که چه گرفتاری دارند که روزهای جمعه هم نمیتوانند در مسجد حضور یابند کدام است؟ اتفاقا اوج گرفتاریها و دید و بازدیدها روزهای جمعه می باشد.

فقط برای فوتبال؟! مگر نه همین بنده و حتی شما بوسیله همین کارهای فرهنگی و تفریحاتی که مسجد برای جوانان برگزار می کرد به مسجد راه پیدا کردیم؟ آیا غیر از این است؟

غیب شدن هنگام کارها و  کمک در مسجد؟! هر کس به اندازه ظرفیت و توان خودش می تواند کاری را انجام دهد. یکی در امر کولر شستن، دیگری در امر رایانه، یکی در کلاس قرآن و یکی هم بوسیله همان وسیله نقلیه ای که دارد با هم کارها را پیش می برند. مگر مراسم نیمه شعبان، غدیر، تلاوت نور، زیارت عاشورا در منزل همین عزیزان، جشنها و عزاداریها را همین عزیزان اداره   نمی کنند؟ جشن نیمه شعبان با آن زحمات شبانه روزی و از دو ماه قبل آماده شدن را مگر یادتان نیست؟ مگر عید غدیر نبود که ما برای اولین بار ۱۳ عدد سکه بعنوان هدیه به نمازگزاران اهدا نمودیم؟ مگر نه همین جوانان بودند که کارت عابر بانک خود را در اختیار ما گذاشتند که هر مبلغی خواستیم جهت برگزاری هر چه بهتر جشن از بانک وصول کنیم؟ کدام یک از بزرگان این کارها را کرده اند؟

جشنهای نیمه شعبان با آن هزینه میلیونی و شب تا صبح کار کردن کار چه کسی است؟ چرا زود فراموش می کنیم. زیارت عاشورا مگر در خانه همین عزیزان نبود؟ مگر ندیدی که خانواده آنها برای حتی یک لحظه حضور فرزندانشان در میان مسجدیها، چقدر خوشحال بودند.

مگر مراسم مرحوم عبدالرضا و مرحوم قاسمی زاده رو فراموش کردی؟ درسته که اونا پاره تن ما بودن و  برای یک دوست و یک خادم که منتی نیست. ولی مشاهده نمودید که همین جوانان، با رفتار خود، درسی به بزرگترها دادند. بنده یاد دارم که چند تا از بزرگترها وقتی این همکاری بچه ها رو دیدن، گفتند که برای مجالس ما هم اینچنین مراسم ترحیمی بگیرید. انشاءا... که سالهای سال زنده و سرحال باشند.

نوشته اید که جوانان به پشتی تکیه می دهند!!! مگر پشتی غیر از تکیه دادن، استفاده دیگری هم دارد؟ کاملا درسته که بعضی ها با صحبتهای بلند خود، نظم مسجد رو به هم میزنند، ولی باید خیلی بیشتر از این حوصله به خرج داد. مگر نه این است که خیلی از جوانان با برخورد تند و زننده بعضی از همین پرادعاها به منجلاب فساد  کشیده شده اند؟ جوان یعنی شور و نشاط. یعنی جنب و جوش و فعالیت. پس باید خیلی بیش از این کار کرد.

فقط برای جایزه و اردو می آیند!!!! دوست عزیز، چطور این نوشته ها را روی قلم آورده ای؟ اگر برای جایزه و اردو می آیند، که در سال مگر چند اردو و یا چند مسابقه یا جایزه داریم؟ حال فرض بر آمدن برای اردو، مگر بد است که به این طریق جذب مسجد شوند؟ باید افتخار کرد که اینچنین باشد.

مگر نه همین جوانانند که در مسابقات فوتبال یا هر برنامه ورزشی دیگر نهایت سعی و تلاش خود را انجام میدهند که افتخاری برای مسجد کسب کنند؟ کدام یک از بزرگان مسجد با این جوانان همکاری و یا باعث تشویق آنها گردیده اند؟ مگر همین مسجد صلح آباد نبود که برای دریافت کاپ قهرمانی خود به همراه هیئت امناء مسجدشان، که همگی با سنین بالا بودند، به مسجد ما آمدند.

جوانان مسجد ما الحق و والانصاف خیلی تلاش نموده اند که مسجد را پربار نگه دارند. ایرادهایی نیز وجود دارد، ما هم منکر این نیستیم، ولی با سعه صدر و تشویق و دلگرمی می توان نتیجه کار را مشاهده کرد.

خیلی از بچه ها برای اولین بار از حضور خود در مسجد، مقارن شد با رفتن به اردو. تصمیم گرفتیم که آن عزیزان را نیز به اردو ببریم. و الآن بعد از سالها، نتیجه کار خود را می بینیم، که هنوز از اردوی اول حرف می زنند و همان بود که آنها را جذب این مکان مقدس نمود.

ادامه مطالب از حوصله این حقیر خارج است. از خداوند می خواهم حضور جوانان در مسجد بیشتر، فعالتر و گرمتر از همیشه باشد.

خدایا اگر در این چند سال خدمت در مسجد، قصوری از بنده و دوستان انجام شده  که بر اثر کم تجربگی ما بوده، به کرامت و بزرگواری خویش، بر ما ببخش.

و اما شما جوانان، نوجوانان و آینده سازان عزیز. امید این دارم که با رفتار و منش خویش، چنان باشیم که محبوب و با احترام با ما برخورد شود.

برای دوست بسیار عزیزم پورحمزه نیز، که ارادت خاصی به ایشان دارم، آرزوی موفقیت و بهروزی خواهانم.   والسلام