رمضان ماه مهمانی خدا
فرا رسیدن ماه مبارک رمضان را به همه شما تبریک عرض می کنم.
سلام و عرض ادب به همه شما دوستان عزیز. ماه رمضان دیگری و ما و اعمالمون و شبهای قدر و ......
همه ما دوست داریم که هر سال ماه مبارک رمضان رو زنده باشیم و از این شبهای رحمت نهایت استفاده رو ببریم. شبهای رمضان شبهای عزیز و گرانقدریه. چه برای روزه داران و جه کسانی که نمیتونن روزه بگیرن. شبهای برکت و محبت و عنایت.
نمیدونم شما چه حس و حالی دارید؟ شما این شبها رو چطور میگذرونین؟ آیا در کنار خانواده اید یا دانشجو و یا دور از وطن؟ امیدوارم در هر کجای این کره خاکی هستید ما رو از دعای خودتون محروم نسازید.
کوچکتر که بودیم و همه خانواده دور هم ، مادرم ساعاتی بعد از افطار پخت و پز رو شروع میکرد برای سحر. نمیدونم چرا غذایی که برای سحر آماده میشد یه طعم و بوی دیگه ای داشت. البته ما تا آخر شب چندین بار دستبرد به دیگ و ماهی تابه میزدیم و تحمل این عطر و بو رو نداشتیم که بخوایم تا سحر صبر کنیم. ( فکر کنم شامل شما هم بشه) و اون ته دیگ قرمز شده .
این روزها و این شبها هم با صدای زیبای استاد شجریان و اون ربنای دلنشین و ترتیل خوش استاد پرهیزگار گره خورده. مگه میشه رمضان بیاد و این صداها رو نشنید.
توی بوشهر مردم یک ساعتی بعد از افطار جهت ختم یک جزء از قرآن کریم ( در هر شب ) در مسجد حضور پیدا میکنن. یک نفر که بعنوان مدیر و روخوانی بهتری هم نسبت به بقیه داره بر مجلس تسلط داره و بقیه هم یکی یکی تلاوت قرآن رو انجام میدن. و بعد هم دعای افتتاح و سخنرانی و پایان مجلس. نمیدونم شهرهای دیگه هم همین موقع میان مسجد یا اینکه قبل از افطار؟
ولی تو این چند سال اخیر سریالهای تلویزیون باعث شده که یه خورده مساجد خلوت تر بشه. البته اونی که بخوا بیاد برای تلاوت قرآن و حضور در مسجد ، این چیزها جلوش رو نمیگیره ولی باید بگیم که این سریالها بی تاثیر نیست. انصافا هم بعضی از این مجموعه ها جالب و دیدنی بود بخصوص میوه ممنوعه که من هم اونو از دست ندادم! ولی خداییش حیفه که این شبها آدم ،دست خالی بگذرونه و به این امید باشیم که سال بعد جبران میکنیم!
شبهای قدر و دعای جوش کبیر رو عجیب دوست دارم. بخصوص شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان. سبحانک یا لا اله الا انت الغوث الغوث ... . توی محل ما ده نفر یا بیشتر این دعا رو میخونن. یک سطل پر از آب هم داریم که یک نفر مخصوص تسبیحی در دست داره که با هر الغوث اونو توی ظرف تکون میده. آخر سر هم همه این آب رو نوش جان میکنن و هر کس به همون نیتی که داره مثلا شفای مریض یا ...
سال قبل بچه های صندوق قرض الحسنه رو در شب میلاد امام حسن مجتبی (ع) دعوت کردیم رستوران نخلستان برای ضیافت افطار ( اسم موسسه ما هم شمیم نخلستانه). امسال هم این برنامه رو تدارک خواهیم دید که همه دور هم باشیم. راستی کاش شب میلاد این امام عزیز هم جشنها باشکوه تر برگزار میشد.
من از افطاری دادن خیلی لذت میبرم. حالا چه خودم و چه دیگری. صفای دور هم بودن چند مومن دور سفره افطار رو با هیچ چیز نمیشه عوض کرد. ولی گرفتاری مردم و گرونی اجناس و دور شدن مردم از هم باعث شده که اینجور مراسمها خیلی کمتر برگزار بشه. حیفه. انصافا حیفه. چقدر خودمون و خودمون و خودمون. به کجا می خوایم برسیم؟ از اقوام و عمو و عمه و .... خبری نداریم. اگه یه شب عمو و زن عمو یا .. رو برای افطار دعوت کنیم چی میشه ؟
چراغهای خونه و همچنین همسایه ها که موقع سحر روشن میشن و دوباره خاموش میشن هم قشنگی خاص خودش رو داره. این روشن شدن چراغهای خونه مومنین هم برای خودش لذتی داره. همسایه ، همدیگه رو صدا زدن و تلفن زدن و .. تا یه موقع کسی خواب نمونه و ثانیه به ثانیه وقت سحر رو از دست نده. و البته خوردن سحری.
شبهای ضربت خوردن و شهادت امام علی ع هم بوشهر سیاه پوش میشه. مردم تا پاسی از شب در محله های مختلف شهر به عزاداری مشغول میشن. زن و مرد در شب شهادت امام علی ع گریانند.
خیلی دوست دارم بدونم اونایی که در ایران نیستند ، شبهای عزیز ماه مبارک رمضان رو چگونه سپری میکنن.
ما رو هم فراموش نکنین. توی مسجد توی خونه موقع نماز و ... حتما برای بنده هم دعا کنید.
خداحافظ شما.
رمضان کریم

داریم به ماه مبارک رمضان نزدیک می شیم. ماه ادب ، بندگی و محبت. ماه خیر و برکت. ماه دوستی. ماهی که مردم محبتشون رو به هم دوبرابر میکنن. خدایا! یعنی امسال هم سعادت اینو داریم که در این ماه طلب استغفار کنیم؟ شفای مریضها رو بخوایم؟ و یا اینکه از نو شروع کنیم؟
نظرات ()
