عاشق و معشوق

دیروز سوار تاکسی شدم. یه شعری روی داشبورد ماشین چسبیده بود . شعر این بود:

میان عاشق و معشوق رازیست

چه داند آنکه اشتر می چراند

راستش تو فکر رفتم و با خودم گفتم که عجب پرمعنا شعریست  !!!

  
نویسنده : مبصر ; ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸٧