زیارت کربلا

این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست

سلام و عرض ادب خدمت شما. امیدوارم که همراه با خانوداه ، زندگی خوب وخوشی داشته باشید. چند شب قبل برای دیدن و زیارت قبولی یه کربلایی بزرگوار ، رفتیم منزل ایشون. بعد از سلام و علیک و زیارت قبولی مثل همه حجاج و کربلایی های دیگه ، برامون از خاطرات سفر گفت. خوشا به سعادتشون و خوشا به سعادت همه زائرین اماکن مقدسه و مذهبی. امیدوارم که روزی شما هم باشه به زودی زود.

مطلبی رو که میخواهم به عرض برسونم نقل یکی از همین خاطراته که خیلی به غیرتم برخورد. نه من ، بلکه همه کسانی که اونجا حضور داشتن جگرشون سوخت.

میگفت که: وقتی رسیدیم دم مرز ما رو به مدت 4 ساعت نگه داشتن برای چک کردن مدارک. خیلی هم خسته شده بودیم. ولی خب داشتیم میرفتیم زیارت حسین (ع). همه سختی ها رو حاضر بودیم تحمل کنیم. یکی از این پیرزن هایی که همراهمون بود رفت برای تحویل مدارک. لحظه ای که داشتن مدارک رو چک میکردن بی اختیار سرش رو برگردوند به طرف پشت برای اینکه فرزندش رو صدا بزنه. یه دفعه دیدم مامور عراقیه چنان زد به سینه این پیرزن که دل همه ما کباب شد. خلا صه کلام این که خیلی ما رو اذیت کردن . خیلی سخته. خیلی سخته که یه غریبه ، یه اجنبی دست رو مادری بلند کنه و فرزند رشیدش هم اونجا حضور داشته باشه و نتونه کاری کنه. درده. مصیبته. من که طاقت ندارم. برای زیارت سالار کربلا بعد از سالها این سعادت نصیبت بشه و اینجور باهات برخورد کنن؟

به امید زیارت کربلای معلی

و حال غزه در محاصره غاصبان

  
نویسنده : مبصر ; ساعت ٤:٢٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٤ آذر ۱۳۸٧
تگ ها : غزه