پدر و مادرامون کجای زندگیمونن؟

امروز میخوام برای پدر و مادرهای خوب دنیا بنویسم. دو نعمت بزرگ و دوست داشتنی که خدا بهمون عطا کرده. توی وبلاگها ، مجلات و سایتها، زیاد در مورد پدر و مادر نوشتن. و مطلب من هم تکراریه. ولی شاید از این طریق بتونیم بگم که چقدر دوستشون داریم و از چه نعمتهایی داریم بهره می بریم.
هر چه داریم و به هر کجایی که رسیدیم همه از وجود این دو فرشته بوده. فکر نکنم کسی هم منکر این حرف باشه. هنوز هم که هنوزه اگه جایی بریم و یه خورده دور بیایم خونه ، دل نگران ما میشن و تا ندیدن که صحیح و سالم اومدیم خونه ، خواب به چشاشون نمیاد.
حالا می خوام بگم ما برای اونها چی کار کردیم؟ چرا خودمونو از اونا دور میکنیم ؟ چرا میریم با دوستامون و .... اینور و اونور بعد که میایم خونه حوصله اینو نداریم که یه چند دقیقه ای هم با خونواده صفا کنیم ؟
تا وارد خونه میشیم میریم تو اتاقهامون و در رو روی خودمون هم می بندیم به بهانه این که خسته ایم. اینه رسم این همه محبت. والدین که به رومون نمیارن. اونا فقط سلامتی و آینده خوب ما رو میخوان. حال ما باید اینگونه برخورد کنیم ؟
حال بیا زار بزن که حیف. مادرم مرد. پدرم مرد. کاش اینجور بودم. یا فلان و بهمان. حتما باید چراغ خونمون خاموش بشه که متوجه قضیه بشیم؟ بخدا اگه جایی تحویلمون میگرن و سلام و علیکی با بعضی ها داریم بخاطر وجود پدر ومادره.
قرآن رو هم که همه خوندیم. مگه بالاتر از قرآن هم کتابی هست ؟ چقدر در مورد احترام به پدر و مادر سفارش شده.
نمیدونم چه روزگاری شده. واقعا گذشت اون روزها ؟ روزهایی که خونواده ها دور هم جمع میشدن. روزهایی که همه دور پدر و مادر جمع میشدن و .......
خدا رحمت کنه تمام پدر و مادرهایی که در بین ما نیستن و آرزوی طول عمر باعزت برای والدینی که هنوز سایه اونا بالای سرمونه.
نظرات ()
